آشنایی با شهرستان درگز | اخبار، تصاویر، ویدئو از شهرستان درگز‎‎

| آخرین مطالب سایت |
  • ایجاد مناطق ویژه اقتصادی درگز در دولت به تصویب رسید

    علیرضا رشیدیان: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی سبزوار، کاشمر، گناباد، قوچان و درگز در دولت به تصویب رسیده است.

     

    علیرضا رشیدیان‌ در دیدار با مشاور ارشد رئیس جمهور و دبیر شورای عالی هماهنگی مناطق آزاد تجاری، صنعتی و ویژه اقتصادی، اظهار کرد: با توجه به قرار گرفتن استان در کریدورهای بین المللی و دسترسی آسان به کشورهای حوزه خلیج فارس و آسیای میانه از طریق منطقه ویژه سرخس و تامین مناسب زیر ساخت‌ها اعم از ریل، جاده، فرودگاه و اخذ مجوزهای لازم انتظار می‌رود به زودی طرح ارتقای منطقه ویژه اقتصادی سرخس به منطقه آزاد تجاری- صنعتی و ویژه اقتصادی شرق کشور محقق شود.

    وی افزود: بخشی از منطقه آزاد تجاری، صنعتی و ویژه اقتصادی شرق کشور در منطقه ویژه اقتصادی سرخس و قسمتی در فرودگاه بین المللی شهید هاشمی نژاد مشهد پیشنهاد شده است.
    استاندار خراسان رضوی ابراز کرد: هشت منطقه ویژه اقتصادی در استان وجود دارد که در حال حاضر مناطق ویژه اقتصادی سرخس و دوغارون فعال است و صادرات و واردات کالا از این مبادی صورت می‌گیرد.
    رشیدیان خاطرنشان کرد: ایجاد مناطق ویژه اقتصادی سبزوار و کاشمر در دولت مصوب و مجوز آن از مجلس اخذ شده، همچنین ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در گناباد، قوچان و درگز نیز در دولت به تصویب رسیده است.
    وی با اشاره به ظرفیت‌های استان عنوان کرد: وجود معادن غنی و سرشار، شکل گیری صنعت فولاد و صنایع پایین دستی و بالا دستی آن، فعالیت شش هزار واحد صنعتی با محوریت بخش خصوصی، تولید قابل توجه محصولات باغی، دامی و زراعی و استقرار صنایع تبدیلی از جمله مزایای منحصر به فرد خراسان رضوی است.
    استاندار خراسان رضوی تصریح کرد: علی رغم ظرفیت‌های موجود در شرق کشور به لحاظ فرصت‌های اقتصادی و سرمایه گذاری، توجه به این منطقه مورد غفلت واقع شده است.
    رشیدیان افزود: با توجه به نگاه دولت تدبیر و امید مبنی بر توسعه متوازن و عادلانه امکانات، انتظار می‌رود شاهد رونق هرچه بیشتر اقتصاد در شرق کشور با استفاده از مزیت‌های منطقه ای باشیم.
    رشیدیان اظهار کرد: با توجه به وجود بیمارستان‌های تخصصی و فوق تخصصی، کادر پزشکی مجرب و کارآمد و تجهیزات به روز، زمینه برای توسعه توریست درمانی و گردشگری سلامت در استان فراهم است.
    وی با اشاره به وجود بیش از 300 هزار دانشجو در استان گفت:این مهم نشان دهنده اهتمام جوانان به فراگیری علم و دانش، زمینه بسیار مطلوبی برای پرورش نخبگان است که امیدواریم بتوانیم با بهره گیری مناسب از این فرصت‌ها برای توسعه متوازن استان گام‌های اساسی برداریم و خراسان رضوی را به جایگاه واقعی خود درکشور برسانیم.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • قزل داغ و چنارهای کوتاه «عبدالعظیم ممی زاده»

    نگاهی به قدمت و وسعت جغرافیایی سرزمین تورکمن در منطقۀ “اتک”. تورکمن های آلیلی، أنوولی، مهینلی، سوینچه، مورچه… ساکنین اصلی “قئزئل داغ”، “که له ته Kelete” چنار می باشند.

    نگاهی به قدمت و وسعت جغرافیایی سرزمین تورکمن در منطقۀ “اتک”. تورکمن های آلیلی، أنوولی، مهینلی، سوینچه، مورچه… ساکنین اصلی “قئزئل داغ”، “که له ته Kelete” چنار می باشند.

    کوههای هزار مسجد با برشی تند به سوی شمال، جلگه‌ی مشهد به سمت قوچان را با جلگه‌ی آخال و تجن جدا میسازد. شیب تند کوهها به طرف درگز بعد از طی مسافتی نه چندان کوتاه به چشم‌انداز زیبایی از روستاها و شالیزارهای کنار رودخانه می‌رسد، با باغ‌های فراوان انگور و هلو. روستاها تقریباً از60 کیلومتری درگز دور و نزدیک در کنار جاده پراکنده بودند.


    طبیعت سنگی و خشک کوهها و دامنه‌های کوتاه آن در تضادی سخت با سرسبزی حاشیه‌ی رودخانه‌ها قرار داشت. انگار که فلات ایران در جلگه ی درگز به اتمام می‌رسید و می‌پیچید به سوی واحه‌ی تجن و عشق‌آباد و می رود به سوی دیگر گونگی در فرهنگ و پوشش. انگاری فرهنگی تقریباً بریده از بدنه‌ی جنوب و متمایل به سمت شمال، رودخانه‌ها نیز با عبور از ابیورد کهن، مرزرادرمی‌نوردد و می‌ریزد به سوی شمال به طبیعت قهقهه. راهها و تیغه‌های تند کوهها نیز سریع و نابهنگام در کویر قره‌قوم می‌آساید در خوابی آرام و فرح‌بال روبه‌سوی بادهای مرو شاه جهان.
    گویی راهها در تلاطم زنگوله‌های کاروان لطف‌آباد به عشق‌آباد، دورون و مرو آرام و قرار ندارد و تاک‌های بی‌نام و نامدار جلگه دُرد دیگری از طرحی نو به تن دارد...

    ابیورد کهن با کوچه-پس کوچه‌های قدیمی و با بافت‌های کهنه‌ی بناها و درب‌های چوبی مغازه‌ها نشان از حضوری دارد به قامت چنارهای سر به فلک کشیده‌ی آن، نشان از ترکها، ترکمن‌ها، تیموری‌ها و دیگر اقوامی که دیرتر به این پهنه آمدند کردها...

    ترکمن های روستای کلاته چنار درگزدرگز تاریخی کهن دارد از رفت و آمد، از عبور و مرور، از فرار از هم گسیخته‌ی غزنویان و ورود پیروزمندانه‌ی سلجوقیان، از هجوم مغولان، از عبور گستاخانه‌ی تیمور و گذر خشم آگین نادر به سوی آخال و خیوه، از هوس‌های شاهان صفوی و قاجارهای همسایه در چنگ اندازی به مرو و بخارا تا حضور قدرتمندانه‌ی روس‌ها در آخال.
    جلگه‌ی درگز آرام و قرار ندارد درگذر تاریخ، در بود زمان در پود مکان، قرنها صدا و قرنها زنگوله و قرنها شمشیر. ابیورد نوخندان سر آمد جلگه بود و حال درگز در فرو شکوه و جلال و شوکت و لطف‌آباد با خوابی 80ساله از قفل دیوارهایش میرود تا دوباره به بارآرد تاک‌های خفتـه را با دُردی پر از عصاره...
    ترکمن‌ها می باید باشند در اینجا و آنجای جلگه در ده کوره‌های تنگ و خفه یا در مرکز شهرهای اصلی ولی همه یکسانند در قیافه و قدری هم در پوشش باید سراغ گرفت، باید پرسید، باید پویید، کجا می‌توانند باشند مسافران تاریخ؟

    یادگاران ایام و نشستگان جبر زمان؟ گفتند بروید به کلته چنار به ردّی از آنها می‌رسید در هفت روستای آنجا می توانید آنها را بیابید. 12کیلومتر راه دوری نبود از تقاطع 50کیلومتری درگز به سمت کلاته چنار. در دره‌ی باریک قزل داغ می توانید آنها را پیدا کنید خفته در میان چنارهای کوتاه و باغ‌های کوتاه ... جاده‌ی کم عرض و راه فرعی، گاهی در زیر شاخه‌های درختان محو می‌شد و گهگاهی هم در پیچ و خمی تند و شکننده عریان، بی برگ و بار.

    قزل داغ در سمت شرق کلته چنار آنها را به اکراه جا داده بود. خشک و عبوس.

    روستاهای ترکمن نشین «دوست محمد»، «محمد ولی بگ»، «ارباب»، «عوض محمد»، «جبار»، «امان مرگن» و «آصف» با نزدیک به 400خانوار از ترکمن‌های أنو آنجا مستقر بودند تقریباً از 150سال پیش از این، آنها در «أنو» در شرق عشق آباد در نزاعی ناعادلانه و در پی ناتوانی از رویارویی با 40هزارخانوار پرقدرت تکه مجبور به تغییر مکان شدند و یکهزار خانوار آنها به اطراف پراکنده شدند و صدها خانوار به قزل داغ کوچیدند، عده‌ای نیز به ابیورد رفتند و عده‌ای در درگز و خیرآباد و چاقئر و توقای.
     روستای کلاته چنار درگزآنها بیش و کم در همه جا حضور دارند ولی حضور آنها در قزل داغ پررنگ است. قیافه‌های کُردگونه دارند و لهجه‌های تند ترکان درگز به راحتی می‌پاشد در سکوت خفته‌ی کلته‌ چنار.

    دره‌ی قزل داغ خفه است، گرفته است، در گرمای تیرماه انگاری چنارهای کوتاه آنجا نیز خفته‌اند. نگاه کنجکاوانه‌ی کودکانی که با صدای ماشین از گوشـه‌ی درهای بی رنگ و کوچک آهنی ما را می پایند تنها نشانی بود از ساکنین بی صدای آنجا.

    در انتهای دره چنـارهای کوتاه قزل داغ در مسافتی کوتاه به بن بست می‌رسد و مرز ایران و ترکمنستان آنها را به سوی جلگه‌ی آخال به حصاری سخت می‌بندد، بعد از عبور از مرز، تقریبا در 10کیلومتری آنجا روستای أنونشین «مانش» قرار دارد و «أنو» در مسافت 30کیلومتری به سمت شمال غرب تقریبا به عشق‌آباد می‌چسبد.
    چهارصد خانوار از ترکمن‌های کلته چنار در بن بست دره‌ی قزل داغ انگاری گیر افتاده‌اند مات و مبهوت نظاره‌مان می‌کنند حتی به سئوالی می گویند ما ترکمن نیستیم وقتی که خیالشان آسوده می شود با ما اُخت می‌گیرند و از تبار و نیای‌شان می‌گویند حمید انصاری 79 ساله از أنوها گفت از اینکه أنوها از تیره‌ی «آل ایلی» نیستند بلکه طایفه‌ای از ترکمن‌ها هستند هزاران خانوار بودند که در پهنه‌ی تاریخ در رقابت‌ها و نزاع‌های ناعادلانه به ده‌کوره‌های اطراف خزیدند و محو شدند.

    کلته چنار ثمره‌ی گریز است و تلاش برای ماندگاری کلته چنار چرا بن بست نباشد؟ چرا کم نور نباشد؟ کلته چنار تکرار جبرگونه‌ی تاریخ است برای آدمهای ما، حُـزن مضراب‌های دوتار حمید آغا در روستای ارباب، سبک «دامانا»ی مردمش را فریاد می زند، سبک باغشی بزرگ اولیاقلی یگانه در سازهای دوتار او به صدا در می‌آیند تا چنارهای کوتاه و به خواب رفته‌ی قزل داغ بیاد آورد سختی‌های ترکمن‌های آنجا را، چه حُـزنی دارد ضرب آهنگهای أنولی باغشی . « حمید آغا ! اندوه پرچین و چروکت را در آهنگ «دوست محمد» به فریاد آر تا قله‌های سنگی قزل داغ به رام آید از سینه‌ی پر ازفغانت، به رقص آید خورشید زمان برای بزم حضورت. حمید آغا ! مضراب هاي دوتار کوچکت را تند و تند بکوب تا بن بست دره‌ی خفه وخفته‌ ات به انفجار آید برای فردایی بهتر، «کرم گلدی» را بنواز با کوبشی سخت و سنگین تا سایه‌های جود و کرم به پای قزل داغ به میان هزار و اندی از ایلت بیاید با سخاوتی ماندگار و پایدار».

    قزل داغ و چنارهای کوتاه آن چه سخت خفه و دلگیر بودند در بُن بست کلته‌چنار، در هیاهوی پرجنب و جوش کاروانهای ترانزیتی ترکیه، در شاهراه پر همهمه‌ی جلگه درگز، چه سنگین بود تحمل بار متروکه های «آصف»، قلعه‌ی «دوست محمد» و «امان مرگن»
    انگاری دیگر به شکار نمی رود و در پای قزل داغ، تو گویی صدها سال است خفته. «جبار» هم همینطور، «عوض محمد» هم «چاقئر» هم، «توقای» هم.

    قزل داغ با دو بال سرخ سنگی اش در خوابی سنگین، انگاری فضا را خفه کرده بود و در خواب گران آنجا دوتار حمید باغشی سکوت زمان و مکان را به چالش می کشید در اینجا و آنجای ایل أنو، در بستر تاریخ در فردای نامده برای ماندگاری ترکمن‌های کلته چنار. به حرف آی ! به حرف آر تارهای نازک دوتار کوچکت را تا صدای تَرَک‌های چنارهای کوتاهت شنیده نشوند تا سکوت نفس‌گیر قزل داغ چنین دلگیر و فسرده نماند و نپاید... بزن پـُرکوک و پـُرصدا.

    «عبدالعظیم ممی زاده»
    تیرماه 93 کلته چنار درگز

    منبع: جمعیت فرهنگی و هنری مختومقلی کلاله


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • افسون گري طبيعت در دره شمخال شهرستان درگز

    دره شمخالبهنام- شمخال، روستايي از توابع بخش باجگيران شهرستان قوچان است. شمخال نام يک نوع تفنگ قديمي و دست ساز به زبان کردي کرمانجي بوده است. کردي کرمانجي ضرب المثلي به اين مضمون دارد که «مگر تير شمخال به تو خورده است». اين ضرب المثل براي افرادي به کار مي رود که در واکنش به يک اتفاق نه چندان مهم، گريه و ناله بسيار سر مي دهند.

    مه گه گللا شمخال له ته که تي يه

    دره شمخال نزديک شهر مرزي باجگيران در کناره شمال شرقي ايران و در نزديکي کشور ترکمنستان واقع شده است.

    شروع حرکت از روستاي شمخال در نزديکي باجگيران است. طول دره شمخال از نقطه شروع در روستاي شمخال تا انتهاي دره در روستاي درونگر ۴۲کيلومتر است. ارتفاع ديواره ۲طرف دره در بلندترين نقاط تا ۲۰۰متر هم برآورد شده است.

    اين روستا در دهستان دولتخانه قرار دارد و بر اساس سرشماري سال ۱۳۸۵ جمعيت آن ۱۶۴نفر (۴۴خانوار) بوده است.

    دره شمخال به طول ۱۸کيلومتر، از روستاي شمخال در کيلومتر ۷۰ جاده قوچان به باجگيران آغاز مي شود و به اراضي درونگر در جاده قوچان به درگز ختم مي شود.

    چشمه هاي ابتداي دره، رودخانه اي را مي سازند که شاليزارهاي درونگر را سيراب مي کند. دره شمخال با ديواره هاي بلند و عرض کم، طبيعتي بي نظير دارد.

    چشمه سارهاي متعدد، آبشارهاي زيبا، درختان سر به فلک کشيده، آب زلال، ديواره دالان ها، حمام هاي عظيم و پرصلابت صخره اي تنها بخشي از جذابيت هاي اين دره است. غارگونه ها بسيارند و وصف ناپذير. خنکاي دره، نواي گوش نواز آب و نسيم دل انگيز، روح را مي نوازد، درون را آرام و چشم ها را خيره مي کند. اين شکوه، زيبايي و صلابت، افسون گري طبيعت با روح است. بايد خود را رها کرد، توهمي در کار نيست، خود حقيقت است.

    دره از درون پارک ملي تندوره به پيش مي رود از اين جا به بعد دره شمخال کمي باز مي شود و رود درونگر شکل مي گيرد. رود درونگر با حجم آب زياد به سمت روستاي محمدتقي بيگ و شهرستان درگز سرازير مي شود، وقتي دره پايان مي يابد به ناگاه دشتي وسيع جلوي چشمان مان خودنمايي مي کند. اينک همان آب که تا لحظاتي پيش، پاهايت را نوازش مي داد بايد باغ هاي ميوه، يونجه زارها و شاليزارها را سيراب کند و بر لبان مردمي سخت کوش خنده بکارد. راز استقبال گرم از دره را بايد در اين گشاده دستي طبيعت جست و جو کرد. پس از طي حدود 13.5کيلومتر به مکاني به نام حمام مي رسيم. اين جا تورفتگي عظيمي در دل دره به وجود آمده است و رد آب در بالاي آن ديده مي شود... چشمه اي پرآب، گوارا و خوش طعم در حمام اول دره شمخال مي جوشد. در ۹کيلومتري حمام اول، حمام دوم قرار گرفته است. حمام دوم آبشاري زيبا دارد. گردو، انجير، زردآلو، چنار، بيد، سپيدار، تمشک، موسير، آنوخ(کاکوتي)، چريش، هفشان، گون، ريخوک، زرشک، گژي(زالزالک) و صدها گياه وحشي و دارويي ديگر از جمله پوشش هاي گياهي دره زيباي شمخال هستند.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • برگزاري يادواره شهيد صياد شيرازي و ۳۶۵ شهيد درگز

    خراسان: يادواره سپهبد شهيد علي صياد شيرازي و ۳۶۵ شهيد گران قدر درگز با حضور مسئولان استاني و شهرستان و قشرهاي مردم در مصلاي الغدير درگز برگزار شد. به گزارش خراسان در اين مراسم حجت الاسلام ناهيدي امام جمعه درگز با اشاره به روند انقلاب اسلامي گفت: اين انقلاب با خون شهدايي مانند شهيد صياد شيرازي آبياري شده و از پشتوانه قوي مردمي برخوردار است و تا زماني که مردم در صحنه هستند دشمنان نااميد خواهند بود و کاري از پيش نخواهند برد.وي افزود: شهيد صياد يک شخصيت ملي است و از جايگاه والايي در بين مسئولان و مردم برخوردار است و خدماتي را که اين شهيد براي کشور داشته مايه افتخار است.در ادامه مراسم سرهنگ «خسروي» از پيشکسوتان دفاع مقدس که از تهران در مراسم حضور يافته بود طي سخناني گفت: شهيد صياد شيرازي از جمله افراد انگشت شمار شيفته ولايت بود و از هيچ خدمتي براي اين انقلاب کوتاهي نکرد.وي افزود: شهيد صياد همواره ولايت مدار بود و براي ماديات دنيوي ارزش قايل نبود. وي از نظر علمي رتبه برتر را داشت و همواره در مسير حق حرکت مي کرد.سرهنگ خسروي افزود: پاسداري از خون شهدا يک وظيفه همگاني است و ضروري است قشر جوان و نوجوان با ارزش هاي انقلاب بيشتر آشنا شوند و بدانند براي حفظ انقلاب چه خون هايي داده ايم و بايد همه در جهت پاسداري از اين دست آوردها تلاش کنند.در اين مراسم مهمان دوست به اجراي چند سرود از جمله در وصف شهيد صياد و عمليات کربلاي ۸ و شهدا پرداخت که مورد استقبال حضار قرار گرفت.شايان ذکر است اين مراسم به همت بسيج سپاه و بنياد شهيد و سازمان هاي مربوط اجرا شد و با حضور پرشور و گسترده قشرهاي مردم اعم از زن و مرد، مسئولان و کارکنان دواير دولتي و خانواده هاي معظم شهدا مواجه شد که در نوع خود بي نظير بود.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • توضیحاتی درباره آتشکده ساسانی بندیان

    یک آتشکده زیبای ساسانی به همراه برج خاموشی در منطقه بندیان درگز مشاهده شده است ودر سالهای اخیر حفاری در آنجا صورت گرفته است. برج خاموشی محل تدفین زرتشتیان ، به شکل استوانه با ارتفاع سه متر و قطرحدودی ۲۰ مترمی باشد. در آتشکده گچکاریهای نفیس زیبایی از دوره ساسانیان بر جا مانده که موضوعات آن عبارتند از پیروزی بهرام پنجم بر پادشاه هپتالیان، مراسم مذهبی در حضور آناهیتا ، معرفی افراد به شاه ، صحنه ضیافت تاج بخشی به شاه. درون آتشکده آتشدانی زیبا یافت شده و پنج کتیبه به خط پهلوی در محراب آن قرار داشته است. حفاریهای این منطقه در سال ۱۳۷۳ آغاز شد. گچ بریها مربوط به سال ۴۲۵میلادی زمان سلطنت بهرام پنجم است که در تاریخ طبری نیز از آن یاد شده است.
    در این کتاب میخوانیم: بهرام شاهی خوش گذران بوده و اعتنایی به امور مملکتی نداشته است. همین امر باعث می شود که دولتهای روم در غرب و هپتالیان در شرق به مرزهای ایران چشم طمع پیدا کردند. با تذکر بزرگان دربار بهرام اعتنایی به تذکر بزرگان دربار نکرد و بزرگان از ترس حمله هپتالیان نماینده ای به سوی پادشاه هپتالی میفرستند که قصد حمله به ایران داشت و میخواهند که او را با دادن باج از حمله منصرف کنند. بهرام نیز به قصد آتشکده آذرگشنسب از تیسفون خارج گشت و این تصور ایجاد شد که او قصد فرار دارد. پادشاه هپتالی که این موضوع را میشنود به نیروهای خود استراحت داد و منتظر رسیدن خراج ایرانیان میشود. بهرام در این میان مخفیانه با سپاهی اندک خود را به لشگرگاه هپتالیان رساند. به سپاهیانش دستور میدهد پوستهای گاوی را که همراه داشتند را از ماسه پر کنند و بر گردن کره اسبها آویزان کنند. آنها گله عظیم اسبهایی را که همراه داشتند به میان سپاه هپتالی رم میدهند و شبانه به آنها حمله کردند، سپاه هپتالی غافلگیر شد و تعداد زیادی از آنان کشته شدند. بهرام پادشاه هپتالی را دستگیر میکند و زن او را برای کنیزی به معبد آذرگشنسب فرستاد…. چنین داستانی بر روی گچبر یهای این آتشکده نقش بسته شده است. افرادی که زیر پای اسبان گچبری شده اند چهره هایی ایرانی ندارند.


    بندیان 1 بندیان درگز

    آثار تاریخی بندیان درگز

    آثار تاریخی بندیان درگز

    آثار تاریخی بندیان درگز

    آثار تاریخی بندیان درگز

    آثار تاریخی بندیان درگز



  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی امامزاده محمد دیباج (ع)

    محمد بن جعفر صادق (ع) ملقب به دیباج برادرش امام موسی کاظم (ع) ومادرش حمیده نام داشت.
    محمد به سال ۱۳۳ه.ق در مدینه متولد شد و در سال ۱۹۹ه.ق علیه مامون عباسی قیام نمود و در ماه شعبان سال ۲۰۳ه.ق به شهادت رسید.

    او صاحب ۷ پسر و ۹ دختر بود و همسرش خدیجه دختر عبیدالله بن حسن بن علی بن حسین نام داشت.

    بقعه امام زاده محمد دیباج


    مورخین درباره شخصیت محمد دیباج چنین می گویند:

    وی مردی عابد ، فاضل ، زاهد ، سخاوتمند ، شجاع که در نزد مردم محبوبیت زیادی داشت و از شیوخ و بزرگان آل ابی طالب بود .
    محمد دیباج از پدرش امام صادق(ع)علوم زیاد آموخت و نجاشی و طوسی او را در شمار اصحاب علمی آن حضرت آورده اند و بسیاری از بزرگان از او نقل حدیث نموده اند. محمد دیباج اولین کسی بود که خبر شهادت امام رضا را اعلام نمود و به همین دلیل مورد تعقیب دستگاه مامون عباسی قرار گرفت و بالا خره به گفته بیشتر مورخان ایشان در سال ۲۰۳ه.ق در منطقه ای بین جرجان و صد در وازه در محلی بنام چهارده (دیباج فعلی) به شهادت رسید و در همانجا به خاک سپرده شد با روی کار آمدن آل بویه در ایران ساختمان مقابر ائمه شیعه مورد توجه قرار گرفت و در سال ۳۷۴ ه. ق فردی به نام ابولقاسم اسماعیل بن عباد بر سر مزار محمد دیباج عمارتی ساخت.

    محل دفن
    در محل دفن امام زاده محمدبن جعفر (ع) سه قول است:

    ۱- حضرت در سرخس خراسان مدفون است و اکنون تربت او مشهد عظیمی است.

    ۲- حضرت در گرگان وفات کرد و در آنجا مدفون است و یک قول است در بسطام در قبله بقعه بایزید بقعه ایست منسوب به ایشان.

    ۳- مزار موجود امامزاده محمد الصادق (ع) در چهارده کلاته بین هزار جریب مازندران و چشمه علی دامغان می باشد و بارگاه بسیار مرتفی دارد که به امر شاهرخ ساخته شده است. و قول سوم منافاتی با قول اول ندارد چون چهارده در گذشته جزو خاک خراسان بوده و بین قول اول و دوم هم اختلافی نیست. چون گرگان را در عهد گورگانیها صاحبان خراسان می گفتند. علاوه بر این خاک گرگان در قدیم به قدری امتداد داشت که مناطق هزار جریب و چهارده کلاته در سالهای گذشته جزو گرگان بوده و در عهد خلفای بنی عباس نیز همان وضع قدیم ملحوظ و معمول بوده است. در نتیجه مدفن محمدبن جعفر الصادق (ع) ملقب به دیباج به یقین در چهارده می باشد.(یعنی شهر دیباج دامغان)

    Emamzadeh mohammad dibaj 1 7529 امامزاده محمد دیباج (ع)


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • آشنایی با پلکان نادری

    در فاصله ۸۸ کیلومتری جاده قدیم قوچان به درگز در ۴ کیلومتری شرق روستان کپکان در دامنه جنوبی کوه الله اکبر عارضه سنگی به چشم می خورد که در بین اهالی موسوم به هزار پله نادری است. الله اکبر با ارتفاع ۲۸۰۴ متر بلندترین قله هزار مسجد محسوب می شود. دامنه جنوبی الله اکبر دره ایی باریکی از کماس جدا می شود. در این دره روستاهایی قرار دارد . راه از میان این دره می گذرد . از دو راهی امام قلی تا ابتدای گردنه و پلکان نادری، روستاهای اینچه ساوبلاغ ، اینچه کیکانلو، آق مزار ، خارانلو ، گپی و کپکان و تأسیسات پایگاه نظامی بر سر راه قرار دارد. در جنوب کپکان دره ای حاصلخیز قرار دارد که با امتداد به سمت جنوب و قوچان راه مالرو قوچان به درگز را پس از بریدن کوههای هزار مسجد ، در کپکان بر گردنه الله اکبر متصل می کند و هم اکنون روستاهای کلاته گلستان ، دربند قشلاق و دربند ییلاق در میان این دره قرار دارد. دامنه شمالی کوه الله اکبر به دشت درگز ممنتهی می شود.

    پلکان نادری عارضه ایی سنگی است که از ارتفاع ۵۰۰ متری کوههای الله اکبر آغاز شده و به طول تقریبی یک کیلومتر پس از چند پیج و تاب در امتداد جاده به فاصله ۸۰۰ متر ی خط الرأس کوه پایان می یابد.

    این پلکان حدود ۱۰۰۰ متر طول دارد و عرض هر پله بین ۲ تا ۳ متر در نوسان است. ارتفاع هر پله در حدود ۱۰ ت ۲۰ سانتیمتر اسو و کف آن ۷۰ تا ۱۰۰ سانتی متر است. تعداد پله ها با شمارشی که از بالا به پایین شد ۱۱۰۰ عدد بود.پلکان بر روی یک تخته سنگ یک پارچه از جنس سنگهای کف رودخانه ایی به صورت ممتد و بدون بریدگی شکل گرفته است در عارضه طبیعی دیگر در امتداد غرب و شرقی پلکان را محصور کرده است. یک آبرفت باریک در جبهه شرقی دیوار با ارتفاع متوسط دو متر واقع شده که در پشت این دیواره سنگی دره ایی عمیق قرار دارد . کاربرد این پلکان دقیقاً مشخص نشده است ولی راجع به آن نظرات مختلفی ابراز شده است برخی می گویند این پلکان برای چابک سازی و تمرین اسبهای سواره نظام نادر ساخته شده و برخی آن را راهی جهت ارتباط به دشت درگز از طریق گردنه الله اکبر که در زمستانها بسار صعب العبور بوده است و این پلکان از لغزش سواران سپاه در یخبندان جلوگیری می کرده است.

    از بلا به پایین که پله ها طی می شوند پس از پیمودن حدود ۵۰۰ متر در سمت راست پلکان که نوعی حصار سنگ سراسری در موازات پلکان را تشکیل می دهد در داخل سه قاب متصل به هم شامل یک قاب میانی نسبتاً بزرگ که به شکل محراب است و دو قاب کوچک در طرفین کتیبه ایی به چشم می خورد که نوشته های آن بر اثر فرسایش محو شده اند اما با این حال با اندکی دقت می توان بعضی از کلمات متن را قرائت کرد ولی قرائت کل متن کتیبه نیاز به شیوه های خاص کتیبه خوانی دارد.

    نادری پلکان نادری


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • استیضاح وزیر آموزش و پرورش! تعهد نمایندگان مجلس یا فشار سیاسی؟

    کیانوش انصاری، مسئول ستاد دکتر روحانی در شهرستان درگز و فعال سیاسی اصلاح طلب در یادداشتی برای سلام نو نوشت:

    کیانوش انصاریدکتر فانی در حالی پنجمین ماه وزارت خود در آموزش و پرورش را پشت سر می‌گذارد که زمزمه‌های استیضاحش از میان بهارستان نشینان به گوش می‌رسد و در حالی که هنوز بسیاری از طرح‌های پیشنهادی وی به مرحله اجرا نرسیده است! قرار است تا پرونده استیضاحش به هیئت رئیسه مجلس تقدیم شود!!!

    و البته برخی نمایندگان نیز نظر دیگری دارند

    به‌اعتقاد ابوالقاسم خسروی عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس ازآن‌جایی که وزیر آموزش و پرورش دیرتر از سایر وزرا فعالیت خود را آغاز کرده است نمی‌توان در این مدت زمان کوتاهی که از فعالیتش می‌گذرد راجع به توانایی یا عدم ناتوانی وی تصمیم گیری کرد.

    از زمان آغاز به کار دولت منتخب، تا به امروز فشارهای مختلف و فراوانی از سوی مجلسیان به دولت تدبیر و امید وارد شده است. از کارت زردهای مختلف وزرا گرفته تا احظاریه ها و فشارهای سیاسی به مسئولین به خاطر جلوگیری از تغییرات مدیریتی که هر دولتی در بدو شروع به کارش به آن نیاز دارد.

    و اما این ها نه آغاز و نه پایان ماجرا بوده و خواهد بود. این دولت همینک حتی یک قانون از بودجه خود را اجرا نکرده است که تا به الان شاهد این بوده ایم که برخی وزرا بارها و بارها به مجلس شورای اسلامی فراخوانده شده اند و متاسفانه نحوه این سوالات و وزن و تعهد این رفتارها به قدری عجیب و غریب است که اخیرا با تاسف فراوان سوالاتی که توسط قشری از همین طیف از وزیر محترم اطلاعات پرسیده شد مایه تمسخر دشمنان نظام و شرمندگی دلسوزان شد.

    حال نیز قرعه استیضاح پس از وزرای صنعت، کشاورزی و اقتصاد این بار به نام آموزش و پرورش افتاده است و برخی نمایندگان مجلس در تلاش برای استیضاح علی‌اصغر فانی سکاندار وزارت آموزش و پرورش هستند که پس از دو ماه و اندی سرپرستی بر این وزارتخانه از تاریخ 5 آبان با کسب 185 رأی اعتماد از مجلس به عنوان وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم فعالیت خود را آغاز کرد.

    علی اصغر فانی و تیم مدیریتی وزارت آموزش و پرورش هنوز یک قانون از بودجه ای که خود نوشته باشد را اجرا نکرده است. تمام تعهدات و راهبردهای این سازمان مربوط به دولت گذشته است که ممکن است بسیاری از آنها حتی مورد قبول مدیران توانمند و متخصص دولت جدید نباشد. به لطف مدیریت یکپارچه همین استیضاح کننده های محترم در دولت قبلی، تمام وزارت خانه های دولت از جمله وزارت آموزش و پرورش به شدت مقروض و بدهکارند. با وجود اینکه فقط درآمد حاصل از نفت در دولت گذشته بیشتر از تمام دولت ها از زمان نهضت ملی شدن نفت تا کنون بوده است، در برخی از ارکان اقتصادی دولت چنان وضعیت مالی نابسامان و خراب است که گویی در هشت سال گذشته در این مملکت قحطی آمده بوده است.

    چه کسی بهتر از نمایندگان و مسئولین محترم بر وضعیت خطرناک کشور و کار سخت دولت دکتر حسن روحانی آگاهی دارد؟

    در این شرایط که مدیران دولت با کار طاقت فرسا و فداکاری در پی رفع مشکلات فراوان و نفس گیر کشور هستند آیا این صحیح است که فکر و آرامش دولت و اعضای کابینه را اینگونه به هم بریزیم؟

    فتح‌الله حسینی نماینده طراح استیضاح وزیر آموزش و پرورش درخصوص دلایلش برای استیضاح دکتر فانی می‌گوید. طرح استیضاح وزیر آموزش و پرورش با 8 محور تقدیم هیئت رئیسه مجلس می‌شود و ما بر این موضوع همچنان مصر هستیم.

    محمدحسن دوگانی عضو کمیسیون برنامه و بودجه نیز درباره این هشت محور گفته است: «سوءمدیریت، عدم برنامه‌ریزی مناسب، عدم توانایی مدیران ستادی و استان‌ها، نداشتن برنامه مناسب برای آموزش و پرورش، افت شدید تحصیلی در سال جاری، ایجاد بی‌انگیزگی میان فرهنگیان،‌ مشخص نبودن سرنوشت بیمه طلایی فرهنگیان و عدم توجه به تحول بنیادین در آموزش و پرورش از جمله محورهایی است که بر اساس آن تصمیم به ارائه طرح استیضاح وزیر گرفته‌ایم».

    بهتر است به صورت جداگانه به دلایل هشتگانه طرح شده جهت استیضاح وزیر آموزش و پرورش دقت کنیم.

    سوءمدیریت، عدم توانایی مدیران ستادی و استان‌ها، ایجاد بی‌انگیزگی میان فرهنگیان: این سه فاکتور از هشت دلیل استیضاح وزیر آموزش و پرورش بوده اند. حال باید توجه داشت که منظور و نگاه نمایندگان محترم نسبت به این فاکتورها چیست؟

    سوء مدیریت: آیا می شود مدیری را در طول مدیریتی پنج ماهه آنهم در شرایطی که با آواری از کاستی ها و بدهی ها رو به رو است را به سوء مدیریت یا حتی برعکس دوران پنج ماهه او را به عنوان مدیریت مثبت ارزیابی کرد؟ آیا بهتر نیست اگر واقعا مخالفین محترم دولت تدبیر و امید نگران پیشرفت این سرزمین و آبروی نظام اسلامی هستند حرفه ای تر عمل می کردند و برای در بوته نقد گذاشتن وزارتخانه مهمی چون آموزش و پرورش به مدیران این وزارتخانه فرصت بیشتری می دادند؟ آیا اینگونه رفتارها در مجلس شورای اسلامی این شائبه را نزد مردم فهیم کشورمان ایجاد نمی کند که قصد نمایندگان مخالف دولت در ایجاد این فضای تهدید و تحدید دولت و این فشارهای سیاسی تنها و تنها سهم خواهی ها و چانه زنی های سیاسی بر سر منافع پست ها و مدیریت ها در مناطق و شهرستان های کشور است؟

    عدم توانایی مدیران ستادی و استان‌ها: وزیر محترم آموزش و پرورش، تنها پنج ماه است که روی کار آمده است. قطعا مدیران ایشان در ادارات کل استان ها مدت زمان کمتری است که انتصاب و شروع به کار کرده اند. واقعا چگونه می شود در این مدت کم اینگونه قاطعانه به نقد و قضاوت درباره میزان عملکرد و توانایی های آنها نشست؟ آیا منظور نمایندگان محترم از عدم توانایی مدیران ستادی نوع فکر کردن و اندیشه های آنان بوده است؟ در نظرگاه ما کدام مهمتر است؟ مسائل سیاسی و جناحی و سهم خواهی های گروهی؟! و یا اینکه توانایی های دولت، حقوق دولت مردان و رای و نظر مردم؟

    ایجاد بی‌انگیزگی میان فرهنگیان: فکر می کنم جالب ترین و البته مهم ترین دلیل استیضاح وزیر آموزش و پرورش همین بهانه است. 

    ایجاد بی‌انگیزگی میان فرهنگیان یعنی چه؟ آشکار است که احتمالا منظور نمایندگان محترم این بوده است که عزل و نصب های طبیعی که در سطح مدیریتی این وزارتخانه انجام می شود موجب بی انگیزه شدن همفکران و مدیران دولت گذشته شده است. این را نگارنده هم قبول دارد که بلاتکلیفی مدیران اصلا اتفاق مناسبی در جریانات اخیر نبوده و نیست و هرچه سریعتر باید تغییرات لازم جهت توسعه برنامه ها و رسیدن به انتظارات مردمی ایجاد شود و رای مردم هم نشان داد که اکثریت ملت شریف ایران خواستار و منتظر تغییرات اساسی بودند. اما متاسفانه گاها تاخیرهایی در تغییر و تحولات مدیریتی استان ها و شهرستان ها شاهد هستیم. و این تاخیرها نه از سستی مدیران که اتفاقا و دقیقا مهمترین دلیلش فشارهای سیاسی و دو چهره بازی کردن برخی نمایندگان محترم و همفکرانشان بوده است که این استیضاح نیز نمونه آشکاری از این موضوع است.

    عدم برنامه‌ریزی مناسب، نداشتن برنامه مناسب برای آموزش و پرورش، افت شدید تحصیلی در سال جاری، مشخص نبودن سرنوشت بیمه طلایی فرهنگیان و عدم توجه به تحول بنیادین در آموزش و پرورش نیز پنج فاکتور بعدی به اصطلاح دلایل نمایندگان محترم جهت استیضاح وزیر محترم آموزش و پرورش بوده است. در قوانین و نحوه اداره مجلس شورای اسلامی از نطق پیش از دستور گرفته تا تذکر و... برای نمایندگان محترم فرصت انتقاد و پیشنهاد و اعتراض دیده شده است. جدای از این حقیقت که فاکتورهایی چون افت شدید تحصیلی دانش آموزان و... را باید مدیران گذشته پاسخ دهند و ورای این حقیقت که از مدیرانی که کمتر از پنج ماه است در سمت مدیریتی خود مستقر شده اند نمی شود درباره افت تحصیلی سالانه پرسید و جدای از این مسئله مهم که اصلا استیضاح وزیری که بعد از پنج ماه روی کار آمده است، یک اقدام حیرت آورست... می شود  به سوال رسید که آیا اساسا این دلایل عجیب و غریب و ادعاهایی که به سلیقه مدیریتی و فکری افراد برمی گردد دلایل کوچکی برای یک استیضاح نیستند؟ آیا اگر واقعا دلایل مطرح شده نگرانی نمایندگان محترم بوده است بهتر نبود که قبلا از فرصت ها و تریبون های فراوانی که در اختیارشان هست استفاده کرده و تذکراتی را به وزارت محترم آموزش و پرورش داشته باشند و پاسخ های منطقی آنها را نیز دریافت کنند؟ امروز یک شهروند ایرانی از خود می پرسد که قبل از استیضاح و تهدید برکناری، آیا بهتر نبود نمایندگان محترم به صورت نطق و مصاحبه و... وارد بحث و اطلاع رسانی عمومی با مردم می شدند؟ اگر وجدان عمومی به این نتیجه برسد که خدای ناکرده در این استیضاح بحث های گروهی و جناحی و مطلق نگری ها مهمتر از تعهد و دلسوزی بوده است چه پاسخی داریم که به وجدان مردم بدهیم؟

    مسئله بعدی شخص دکتر فانی و سوابق و مدیریت بسیارعالی ایشان بوده است. نمایندگان طراح و امضا کننده این استیضاح اگر بتوانند بعد از پنج ماه مدیر تواندمندی چون دکتر فانی را برکنار کنند آیا شخصی بهتر از دکتر فانی سراغ دارند که بتواند در طول پنج ماه اولیه خدمتش تمام مشکلات ملی موجود را حل و فصل کند؟

    دکتر علی اصغر فانی

    و اما نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی!

    سوال دیگری که فکر این حقیر و خیلی از مردم این مرز و بوم را آزار می دهد این است که اینهمه مشکلات اساسی که از آنها نام برده اید و آنهمه مشکلات اساسی دیگری که در دلایل هشتگانه حضراتعالی دیده نمی شود و اما امروز گریبانگیر مردم ایران در وزارت خانه هایی چون آموزش و پرورش است در کجا و چه زمانی ریشه دارد؟ چرا در برهه ای از زمان دقیقا وقتی که مدیریتی اعمال می شد که محصول آن افت شدید تحصیلی و آینده آن مشکلات اقتصادی و بدهی های امروز بود نمایندگان محترم سکوت کرده بودند؟ اگر امروز آموزش و پرورش این سرزمین به ادعای خودتان با افت شدید تحصیلی رو به روست مسلما حاصل مدیریت سالهای پیش است که همفکران شما در این وزارت خانه مدیریت می کردند. حال سوال اینجاست که آیا با وزیران محترم دولت گذشته هم همینطور در طول پنج ماه اول خدمتشان برخورد شده است؟ چه زمانی و کدام نماینده مجلس در تریبون مجلس و به کدام سیاست وزارت خانه آموزش و پرورش دولت گذشته انتقاد کرده است؟ و مشکلات اقتصادی و آموزشی امروز را گوشزد کرده است؟ کدامیک از عزیزان در سال گذشته برای اتخاذ سیاست های اشتباهی که منجر به کاهش کیفیت آموزشی و به وجود آمدن مشکلات اقتصادی (که در هشت دلیل خود اشاره فرموده اند) از وزیر محترم سابق سوال نموده؟

    و در پایان چند سوال:

    آیا مردم نباید منتظر باشند که باز هم در این استیضاح هم ببینند که برای جناه محافظه کار و تندرو های سیاسی هنوز هم بیشتر از کارایی و مدیریت، خط و خط بازی های سیاسی و گروهی دارای اهمیت است؟ اصلا به رشد آمار تخصص گرایی در آموزش و پرورش دولت دکتر روحانی توجه شده است؟ اصلا به استفاده از نیروهای متخصص و کاردان و باتجربه در این وزارتخانه توجه شده است؟ آیا آنقدر که وزارتخانه و ادارات کل آموزش و پرورش دولت تدبیر و امید نظرات نمایندگان را دریافت می کنند و به آنها احترام گذاشته می شود در دولت قبل هم نظر نمایندگان مخالفشان را برای انتصابات مدیریتی دریافت می کردند؟

    و مهمترین سوال این نگاشته این است که آیا وقت آن نرسیده است که پیام اعتدل را درک و بیاموزیم که با هر فکر و منطق و اندیشه ای که در عقل داریم بهتر است کمی بیشتر به نفع کشورمان و منافع ملی سرزمینمان از خود گذشتگی داشته باشیم؟

    منبع: سایت خبری و تحلیلی سلام نو


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • کیانوش انصاری: رفتارشناسی دولت در انتخاب استاندار جدید خراسان رضوی

    سایت خبری و تحلیلی سلام نو نوشت: رفتارشناسی دولت در انتخاب استاندار جدید خراسان رضوی

    سلام نو: در ادامه یادداشت کیانوش انصاری، فعال اصلاح‌طلب و مسئول ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز را می‌خوانید:

     

    در ادامه یادداشت کیانوش انصاری، فعال اصلاح‌طلب و مسئول ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز را می‌خوانید:

    بلاخره بعد از پیگیری ها و کش و قوص های زیاد تکلیف استانداری خراسان رضوی نیز مشخص و با این انتصاب پرونده استانداران دولت تدبیر و امید بسته شد. حقیقتا این چند ماه اخیر برای طرفداران دولت در خراسان رضوی دوران نگرانی ها و بیم ها و امیدهای حساسی بود. کیانوش انصاریبعد از اتفاقات گذشته که نتیجه آن منجر به انتصاب جناب آقای رشیدیان شد می شود با نگاهی دقیق تر به مراحل و اتفاقات انتصاب استاندار خراسان رضوی به یک رفتارشناسی درباره گفتمان قالب بر دولت برسیم. باشد که فهم مناسب تر از اوضا و شرایط موجود و درک بهتر گفتمان مد نظر دولت اعتدال و شرایط ویژه فعلی برنامه و انسجام بهتری را در آینده نیروهای سیاسی استان خراسان رضوی شاهد باشیم.

    ستادهای انتخاباتی دکتر حسن روحانی در استان خراسان رضوی، مجمع نمایندگان استان خراسان رضوی، جریان های سیاسی اصلاح طلب و اصولگرا، آستان قدس رضوی، امامت محترم جمعه، نهادهای مختلف دولتی در استان و شخصیت ها متنفذ ملی و منطقه ای از بازیگران و تلاشگران عرصه انتخاب و انتصاب و یا حتی ابقای استانداری خراسان رضوی بودند. برخی از گروه های فوق گزینه های متعددی را جهت ملاحظه دولت به وزارت کشور پیشنهاد می کردند و برای انتصاب آنها تلاش می کردند و برخی نیز فقط در مورد نیروهای مطرح نظر می دادند و موافقت یا مخالفت خود را اعلام می نمودند اما در نهایت دولت تدبیر و امید با احترام و دریافت همه نظرات و دیدگاه ها و رسد کامل و دقیق نظرات تصمیمی گرفت که جدای چرایی و دلایل و نقد ماهیت آن می توان به پیام هایی در این انتخاب توجه کرد.

     

    تغییر

    مجمع نمایندگان خراسان رضوی یکی از مجموعه های فعال و حساس بر آینده استانداری منطقه خود بود که با طرح دلایلی دم از ابقای استاندار وقت می زد و معتقد بود که ابقاء استاندار دولت احمدی نژاد اتفاقی منطقیست و سعی داشت با فشار بر وزارت کشور و سهم خواهی های جناحی و... این اتفاق سیاسی در استان حاصل شود و با ابقای استاندار سابق و حفظ سمت های مهم در مجموعه استانداری و شهرستان ها وضعیت اداری و مدیریتی استان را حفظ کند اما دولت با احترام به همه دیدگاه ها بر نظر تغییر و تحول در استان پافشاری کرد و دیدیم که دولت با همه احترامی که به نظر و شان نمایندگان محترم قائل شد و در عین حال که شعار اعتدالگرایی و تعادل در جامعه و لایه های مدیریت را مد نظر داشت بعد از بررسی و مطالعه ی فراوان و تحلیل پیامدهای ابقای استاندار سابق، در نهایت نتوانست از لزوم تغییر و تحول در مدیریت استان و منطقه چشم پوشی کند. از این رو می شود تغییر نحوه مدیریت و برنامه ریزی و شاکله های سیاسی را در برنامه و نظرات دکتر روحانی و دولت تدبیر و امید به خوبی فهمید. مردم فهیم و بزرگ ایران و منطقه خراسان در انتخابات گذشته بزرگترین پیام و خواستش همین تغییر و تحول در مدیریت آینده شان بود. یادم هست که دکتر حسن روحانی در سخنرانی که در جمع پرشور مردم استان داشتند با صدایی رسا و شفاف فرمودند: "مردم دیگر شما را نمی خواهند" این نگاه دکتر روحانی که حرف حساب مردم این استان و اکثریت مردم ایران در انتخابات گذشته بود هنوز نیز صدای مردم و دولت منتخب است.


    تقویت اعتدال گرایی و نفی مطلق نگری

    در اتفاقاتی که جهت انتخاب فردی لایق برای تصدی پست استانداری خراسان رضوی گذشت می توان در رفتار دولت اصل معنادار دیگری را نیز مشاهده نمود. اتفاقی دیگری که می تواند در این انتصاب دیده شود انتخابی اعتدالگرایانه بود.

    شاید بشود به تاخیر و تنظیم نشدن تشکیلاتی در راستای گفتمان دولت در استان خراسان رضوی به عنوان یکی از نقدهای وارد بر خویش اشاره کنیم. گاها بخشی از اصلاح طلبان فعال جهت انتخاب استاندار مدنظرشان توسط رقبای خود به تندروی متهم می شدند و همینطور عده ای از اصولگرایان نیز که سعی می کردند در انتخاب استانداری به تصمیم دولت نزدیک شوند متهم به همفکری با جبهه پایداری و اصولگرایی افراطی می شدند. تا جایی که حجت الاسلام علی عسگری ریاست محترم ستاد انتخاباتی دکتر حسن روحانی در یکی از مصاحبه های خود با ایسنا در تشریح وضعیت سیاسی استان خراسان رضوی درباره اختلافات موجود در گروه های سیاسی استان اینگونه اشاره کردند که: "در این مدت برخی اصولگریان افراطی با اصلاح‌طلبان معتدل مخالفت کردند و اصلاح‌طلبان افراطی نیز با اصولگرایان معتدل" البته متاسفانه گاهی این مشکلات کاملا رنگ و بویی واقعی نیز به خود می گرفت. و این موضوع برای دولت و همه ناظران اتفاقات سیاسی استان قابل مشاهده و ملموس بود. و در نهایت می شود گفت هیات دولت با نظارت و تاثیرگذاری مستقیم و حساس رئیس جمهور با انتخاب استانداری اعتدالگرا و مدیر به دنبال تقویت اعتدالگرایی در فضای سیاسی استان خراسان رضوی بوده است. در اولین بیاناتی که از جناب آقای رشیدیان به عنوان استاندار جدید خراسان رضوی منتشر شد نیز این گفته دیده می شد که: "قطعا آدم‌های مدنظرم انسان‌های معتدلی خواهند بود چرا که سیاست دولت روحانی اعتدال است و تندروهای هر دو طرف نمی‌تواند در این مسیر مفید باشند" در انتخاب و نحوه تصمیم گیری و مدیریتی دولت در استان خراسان و همینطور صحبت های بزرگان و همینطور یاران دولت در مرکز می توان به خوبی دید که دولت تدبیر و امید علاقه مند است که گفتمان اعتدال و جریان سیاسی و اجتماعی آن در استان خراسان رضوی وضعیت تشکیلاتی و اجماعی بهتری داشته باشد.

     

    تن ندادن به فشارهای سیاسی و جناحی

    دولت تدبیر و امید تا کنون دولتی بوده است که به شدت به نظرهای افراد متنفذ و گروه های موجود سیاسی احترام قائل شده. درست است که در این بین نظر ستادهای انتخاباتی و حامیان اصیل ایشان جایگاه ویژه ای دارد اما دولت نشان داده است که نظر و دیدگاه تمامی صاحب نظران را دریافت می کند و بعد از احترامی که به همه آنان می گذارد بهترین تصمیم را در راستای گفتمان و برنامه های خود اتخاذ می کند. در ماجرای انتخاب استاندار خراسان رضوی هم همه آنهایی که از نزدیک با اتفاقات اخیر آشنا شدند می توانند این موضوع را ببینند که دولت در تصمیم گیری ها و انتخاب مدیرانش برای نظرات کارشناسی صاحب نظران احترام بسیار زیادی قائل است و در عین حال در تصمیم گیری ها به شدت مستقل و مستحکم ظاهر می شود.

     

    شایسته سالاری و تعادل

    از دیگر ویژگی های دولت تدبیر و امید که در روند انتخاب ها و تصمیم گیری های آن به خصوص در جریان انتخاب استانداری خراسان رضوی دیده می شود ایمانی راسخ به شایسته سالاری، ایجاد تعادل در مدیریت جامعه و ایران را برای همه ایرانیان خواستن است. نکته ای که در جریان انتصاب علیرضا رشیدیان به عنوان استاندار خراسان رضوی شایان توجه بوده این است که ایشان در هیچکدام از لیست های پیشنهادی گروه ها و جریان های سیاسی تاثیرگذار در استان خراسان حضور نداشته است. درست است که دولت قبل از این انتصاب هماهنگی ها و تعاملاتی را با برخی گروه های تاثیرگذار استان انجام داده است. اما در لیست های پیشنهادی که قبلا ستادهای انتخاباتی و همینطور مجمع نمایندگان خراسان رضوی به وزارت کشور تقدیم کرده بودند نامی از علیرضا رشیدیان دیده نمی شد. اما با توجه به تجارب ارزشمند از مدیریت استان، تفکرات اعتدالی و خارج بودن ایشان از رقابت های سیاسی داخل استان وی گزینه مطلوبی برای استانداری خراسان رضوی می شود. از همین روست که می توان گفت روندی که جریان های سیاسی فعال در استان خراسان پی گرفته اند به شدت مورد احترام دولت تدبیر و امید است اما متاسفانه هنوز نتوانسته ایم خط اعتدال و تدبیر و امید را در استان خراسان به رسمیت بشناسانیم و این نقد می تواند در درجه اول به خود ستادهای انتخاباتی دکتر حسن روحانی در استان خراسان وارد باشد.

    در نهایت با نگاهی تحلیلی به فراید انتخاب و انتصاب استاندار خراسان رضوی در دولت تدبیر و امید می شود نتیجه گرفت که اخلاق و تدبیر دولت در این انتصاب بر محورهای ذیل استوار بوده است: 

    1. تغییر و تحول در استان خراسان رضوی

    2. تقویت اعتدال گرایی و نفی مطلق نگری

    3. تن ندادن به فشارهای سیاسی و گروهی در تصمیم گیری ها

    4. شایسته سالاری و تاکید بر تعادل در انتخاب مدیران

     

    در پایان واقعا خوشحال و خرسندیم که با تمام حقیقت های تلخ و امیدهای شیرینی که هست دولت درباره سرنوشت استانداری خراسان رضوی تصمیم خوب و عاقلانه ای گرفت و با آمدن مدیری کاملا مشرف براوضا، مستقل، باتجربه و اعتدال گرا این امید هست تا آینده مدیریت این استان نیز به شکلی سریع و خردمندانه خود را به پیشروی های ملی برساند و باشد که خیری برای مردم این استان و پیشرفت ظرفیت ها و استعدادهایش باشد.

     

     منبع یادداشت در جامعه آنلاین: کلیک کنید

     

    منبع یادداشت در سایت خبری مناظره: کلیک کنید 

     

    منبع این یادداشت در سایت خبری تحلیلی سلام نو: کلیک کنید


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • گردش گران در طبیعت زیبای قره سو

    رقص آبشارهای هشتگانه و افسانه‌ای قره‌سو که از دل کوه‌های هزار مسجد سرچشمه می‌گیرد چشم هر بیننده‌ای را خیره می‌کند؛ این آبشارها که در جنوب غربی کلات قرار دارد، در لابلای دره‌های تنگ؛ منظره بدیعی ایجاد کرده و روزگاری دور نادرشاه دستور دارد با لوله‌کشی پنج کیلومتری، آب آنها را برای مصرف مردم کلات به عمارت خورشیدی برسانند.


    رقص هشتگانه آبشارهای افسانه‌ای قره‌سو/ گردشگرانی که دل به آب می‌زنند
    به گزارش عرش نیوز، آبشارهاي قره‌سو کلات در جنوب غربی شهرستان کلات نادری قرار دارد و وجود هشت آبشار و چشمه‌های خنک و نردبان‌های فلزی تعبیه شده برای رفتن به بالای آبشار؛ گردشگران بسیاری را به این منطقه زیبا و خوش آب و هوا می رساند.

    براي رسيدن به آبشارهای چشم نوازقره سو باید از تونل ورودي كلات توقف كنيم و حدود يك كيلومتر در جاده درگز برويم تا در سمت چپ جاده، جاده‌اي چهار كيلومتري به سمت قره‌سو نمايان شود و پس از مساحت چهار كيلومتري به روستاي قره‌سو و با حدود ۲۰ دقيقه پياده‌روي در امتداد رودخانه به اول مسير آبشارها مي‌رسيم.

    آبشارهای افسانه‌ای قره‌سو جایی برای تنفس مسافران نوروزی
    یک کارشناس گردشگری با اشاره به اینکه آبشارهای افسانه‌ای قره‌سو جایی برای تنفس و زندگی مسافران نوروزی است گفت: آب این آبشارهای هشتگانه به مصرف باغات و آب شرب اهالی در پایین دست می‌رسد.

    علی سقایی ادامه داد: این آبشارها را می توانند به عروس آبشارها تعبیر کرد و شاید اگر این منطقه نبود در جغرافیایی خراسان چیزی کم بود البته گردشگران بسیاری نه در ایام نوروز بلکه در تمام ایام سال به ویژه فصل پاییز برای تماشای رقص پاییزی این آبشارها به منطقه قره سو یا همان جنوب غربی کلات نادر سفر می‌کنند.
    ارتفاع متوسط قره‌سو از سطح دریا حدود ۱۱۹۰ متر است
    وی افزود: ارتفاع متوسط این منطقه از سطح دریا حدود ۱۱۹۰ متر است و به اعتقاد من کسی که این آبشارها را تماشا نکرده قطعه ای از سرزمین بهشت را از دست داده چرا که با سفر به این منطقه و نگریستن به آبشارهای هشتگانه قره سوبیش از همیشه می‌توان قدرت و عظمت خداوند را به نظاره نشست.

    این کارشناس گردشگری بیان کرد: آنچه که طی سال‌های اخیر قدری از جذابیت این آبشارها کم کرده مربوط به بحران کمبود آب است زیرا با توجه به خشک سالی های این استان، آبشارها هم از این قاعده مستثنی نبوده و فشار و حجم آب بسیار کاهش یافته است.

    آبشاری در لابلای دره های تنگ
    یک کارشناس تاریخ نیز با بیان اینکه آبشارهای قره سو، تاریخی و چشم نوازند گفت: این آبشارها که در جنوب غربی کلات قرار دارد، در لابلای دره های تنگ؛ منظره بدیعی ایجاد کرده و روزگاری دور نادرشاه دستور دارد با لوله کشی ۵کیلومتری، آب آنها را برای مصرف مردم کلات به عمارت خورشیدی برسانند.

    صادق کاشف با اشاره به تعریف کلمه قره‌سو، افزود: قره سو واژه ای است ترکی و به معنی "آب سیاه" است و چون بستر و کف رودخانه را سنگ‌های سیاه پوشانده، وقتی آب روی آنها حرکت می‌کند، مسیر رودخانه سیاه دیده می شود.
    گردشگرانی که دل به آب می‌زنند
    وی تاکید کرد: همواره گردشگران زیادی به دلیل وجود هشت آبشار و چشمه‌های خنک قره سو یکی از مقصدهای گردشگری خود را این منطقه قرار می دهند زیرا این آبشارهای هشتگانه برای گردشگرانی که دوست دارند دل به آب بزنند منطقه ای بکر و چشم نواز است.

    وی با اعلام اینکه مناطق و آبشارهای این چنینی باید از سوی متولیان میراث فرهنگی به درستی تعریف و شناسانده شود، بیان کرد: سازمان میراث فرهنگی استان در زمینه معرفی این مناطق بکر مسئولیت سنگینی بر دوش دارد و باید با چاپ گسترده بروشور و توزیع درست آن در بین مسافران نوروزی ظرفیت ها و مناطق زیبای این استان را به گردشگران نشان دهد.

    آبشارهای بلند و دره‌های تنگ
    مدیر کل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی در این خصوص گفت: این سازمان اطلاع رسانی‌ها خوبی را در زمینه معرفی آثار تاریخی و مناطق گردشگری انجام داده و از سویی آبشارهای هشتگانه قره سو آنقدر بکر و شناخته شده است که نیازی به معرفی بیشتر ندارد.

    رجبعلی لباف خانیکی بیان کرد: طبیعت زیبا و آب و هوای ییلاقی، وجود آبشار های بلند با دره ‌های تنگ ، موقعیت قره سو را برجسته ساخته و وجود هشت آبشار و چشمه‌ های خنک ونمایش رقص زیبای آب یکی از عوامل جذب گردشگر به این نقطه از زمین است.

    وی ادامه داد: دره های تنگ و پیچ در پیچ با دیواره هایی ۹۰ درجه که سر به فلک کشیده به زیبایی این آبشارها افزده و این مکان ها را زیباتر کرده است.

    مدیر کل سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی عنوان کرد: قره سو دهی است که تمام "المان های زیبای روستایی" را در خود دارد و حال در جوار این ده زیبا آبشارهای چشم نواز و گوش نواز، می تواند خاطر مسافران نورزی را آسوده و آرامش را به آنان که خسته زندگی شهر نشینی هستند هدیه کند./مهر


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • دستور پخت غذای محلی و پرآوازه یخنی درگزی

    آموزش مراحل پخت و آشپزی خورشت یخنی؛ غذای محلی درگزی ها

    خورشت یخنی درگزی

    خورشت یخنی درگزی

     

    مواد لازم برای پخت یخنی برای چهار نفر:

    گوشت بره هشتصد گرم

    یک پیمانه روغن

    سیصد گرم پیاز

    نمک یک قاشق غذاخوری

    پنجاه گرم دمبه گوسفند

     

    دستور پخت یخنی:

    ابتدا پياز خورد شده را در روغن سرخ ميكنيم تا حدي كه رنگ آن طلایی شود و باید دقت کرد که پیازها نسوزد و در مرحله اول رنگ آن قهوه ای نشود. سپس ادویه جات را اضافه كرده و در مرحله بعد پنجاه گرم دمبه گوسفند آماده شده را به مدت دو دقیقه تف می دهیم. سپس گوشتها را اضافه کرده و به مدت پنج دقیقه باید در حرارت ملایم پخته شود در طول پخته شدن گوشت بد نیست هر چند دقیقه یک بار خورشت را به هم بزنیم، در این مرحله هدف از به هم زدن غذا این است که پیازها نسوزد و گوشتها كاملا يكدست قهوه اي شود. پس از این پنج دقیقه هم زدن گوشتها باید به آن آب اضافه کرد که ترجیحا می تواند آب جوش باشد. مقدار آب باید به گونه ای باشد که تمام مخلوط خورشت را کاملا در زیر آب ببینید و آب حدود دو سانتیمتر از خورشت شما بالاتر قرار گرفته باشد و حالا باید صبر کرد تا پخته شود در این مرحله نباید در قابلمه را گذاشت و روی همین حرارت صبر می کنیم تا آب اضافه غذا بخار شود و گوشت یخنی کاملا در غذای شما آماده بشود. در مرحله آخر می توانید نمک را اضافه کنید و غذای شما آماده شده است تا یک نهار مقوی و خوش مزه را تجربه کنید. در عکس بالا که از خورشت یخنی گرفته شده است شما می توانید شکل و شمایل خورشت و میزان آب باقی مانده در خورشت خودتان را ببینید.

     

    نکته: تقریبا پخت یخنی چهارساعت طول می کشد. 

    نکته: آب يخني نبايد زياد باشد

    نکته: در زمان پیاز داغ کردن غذا در مراحل اولیه می توانید از ادویه جات مختلفی مثل فلفل و دارچین و... نظر به سلیقه خودتان استفاده کنید

    نکته: نوع ریز کردن پیاز رمز اساسی رسیدن یک یخنی خوب است. پیازها باید نه زیاد ریز و نه زیاد درشت باشند. اندازه پیازهای یک غذای یخنی خوب را می توانید در تجربه های مختلف بدست آورید.

    نکته: ضمناً تو درگز روی برنجشون روغن زرد حیوانی میریزن (روغن داغ)


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی فریدون صلاحی یکی از هنرمندان معاصر شهرستان درگز

    فریدون صلاحی ، (۷ اسفند ۱۳۱۳ - ١٣٨٧) کارگردان٬ نویسنده و بازیگر تئاتر معاصر است.

    بهمن رنجبران: هنرمند برجسته تاتر خراسان آقای فریدون صلاحی مقدم ، موسس گروه تاتر نیما نمایشنامه نویس و کارگردان اندیشمند پر نبوغ ، شاعر و روزنامه نگار درد آشنا و مجری فعال و پر احساس برنامه های متنوع هنری و ادبی رادیو، در هفتم اسفند ماه سال 1313 در یک خانواده آذری تبار مهاجر در شهر« درگز » دیده بر جهان گشود و عشق به هنر و ادبیات مردمی را از پدر فرهیخته و هنرمندش که معلم دبستان انوری بود و در مدرسه مرزی اقدام به تاسیس سالن نمایش نموده و اجرای نمایش های اثر بخش آن زمان را تدارک می دید به ارث برد و در سال 1328 بعد از اتمام دوره ابتدائی به همراه خانواده اش به مشهد نقل مکان کرد. وی فعالیت هنری خود را در عرصه تاتر و شعر و مقاله نویسی در دبیرستان شاهرضای مشهد آغاز نمود و در نیمه دهه 30 در دادگستری قوچان استخدام شد و به اتفاق جمعی از جوانان با ذوق و خوش قریحه گروه تاتر قوچان را بنیان نهاد و سامان بخشید . وی در روزنامه خراسان در کنار بزرگانی همچون دکتر علی شریعتی در زمینه های فرهنگی و هنری به فعالیت پرداخت و هفته نامه پیک خراسان را به ضمینه روزنامه خراسان منتشر ساخت و پیگیر و مجدانه با قبول مدیریت روزنامه آفتاب شرق و هفته نامه هیرمند و نور خراسان مقالات اثربخش و تحول پذیری را در زمینه گزارشات ادبی و هنری تقریر کرد. فریدون صلاحی در دیماه سال 1338 در بخش تاتر تروپ هنری شهرزاد گام های مهمی در اجرای نمایشنامه های اجتماعی و انتقادی برداشت. وی برنامه های متنوع و روشنگری را در رادیو مشهد اجرا میکرد و علاوه بر اجرای نمایشنامه های رادیوئی جذاب و شوق انگیز برنامه ای بنام « گلبوته » در زمینه معرفی هنرمندان خراسانی را اداره می کرد و همزمان با تاسیس اداره کل فرهنگ و هنر خراسان در سال 1348 گروه تاتر نیما را بنیاد نهاد و نزدیک به 30 نمایشنامه را با موضوعات اجتماعی و انتقادی به صحنه نمایش برد .

     

     برخی از آثار

    نمایشنامه «تردید قانون» نوشته «فردریک فری» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «از دریچه ها» نوشته «رضا صابری» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «میخکهای سرخ» نوشته «گلن هیوز» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «روسپی بزرگوار» نوشته «ژان پل سارتر» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه«روسری قرمز» نوشته «نادر راد» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «تفنگ شکاری» نوشته «فریدون صلاحی» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «ازپانیفتاده ها» نوشته «دکترغلامحسین ساعدی» کارگردان «فریدون صلاحی»

    نمایشنامه «عقل برتراز احساسات» نوشته «جی.استارگی» کارگردان «داریوش ارجمند»

    نمایشنامه «حالت چطوره مش رحیم» نوشته «اسماعیل خلج» کارگردان «مصطفی هنرور»

    فریدون صلاحی مقدم در سال ١٣٨٧ دیده از جهان فرو بست.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • سلام به کوه الله اکبر درگز

    کوه و گردنه ی الله اکبردر امتداد جاده ی قوچان به درگز قرار دارد و با ارتفاع ۳۰۰۰ متر بخشی از رشته کوه هزار مسجد می باشد.

    شعر زیر که به زبان ترکی می باشد از وبلاگ درگز ۱۴۰۰ (آقای عباس میرزاده) انتخاب شده است.


    ایزاق یوْلدن، یوردوموزه، اوٌزلندیم

    دره گز دوْو، داغ دره نی توْولندیم

    الله اکبـر، آدئی نن من، سؤزلندئم

                                     الله اکبر، قلبئی دوْلی، سؤزدندی

                                     باخماقلرئی، محبـتلی، گؤزدندئ

    سلام اوْلـسون، الله اکبـر، داغیـنه

    سلام اوْلـسون، دره گـزئی، آدئـنه

    سلام اوْلسون، مئللتئ نئی، دیلئنه

                                   دره گـزئی، تاریخـده بیـر، آدئ وار

                                   ایران توران، جنگلرین نن، یادئ وار

    الله اکـبر، داشـلی داغـه، یئتنده

    توْولی یولی، یوخارئ یه، گئدنده

    یوخـاریدن، دره گـزئ، گـؤرنده

                                  تاریخئ من، ورق ورق، گؤررمن

                                  بندئـیانه، نـادئره مـن، باخـرمن

    الله اکــبــر، یـوخــاریـیه، باخــنده

    توْولی یوْلی، سن نن اوٌسته، چیخنده

    دره لـرئـی، یـازده بـولـوت، تـوتونده

                                  سلام اوْلسون، بلند داغئی، آدئنه

                                        جوانلـرئی، آدی گلســین، یادئنه

         الله اکـبــر، غئـرقـی لـرئـی، اؤچنده

         ککْلئی لرئی، چشمه دن سو، ایچنده

         نازلی توْخلی، ننه سین نن، کئچنده

                                     اگر اوْلسه، کئچن لردن، بیریاد ائت

                                       محبـتلی، اوٌره ی لری، بیرشاد ائت

        الله اکـــبر، یاغـیش سنــی، یادلـه سین

        چشمه لرئی، دایئم یئردن، قه ی نه سین

       چـاقـالـرئی، دسـته گـوٌلئ باغـلـه سین

                                     شامالئی نن، ایسسی گلسین، بویانه

                                     اوٌره ی ده کـی، محـبـتلــر، اوْیانه

       الله اکـبر، قـوٌلله لـرئـی، بلــنددئ

      چشمه لرئی، یئردن دایئم، گلندئ

       سنئی آدئی، قدیم لـردن، قالندئ

                                     ایران تـوران، قئصّه لـری، قالندئ

                                    روستم کسن، گز یاغاچی، یالندئ؟

       شـوتورپران، یوخـاریده، دورئتـدئ

      تیزی سئیّئد، یولئ مکم، کسئتدی

      یـوخـارئدن، بولـوت لره، باخئتدئ

                                  آدلی داغئ، دوْست و رفیق، یادائدر

                                  گـزماغئنــن، اوٌره ییـنئ شـاد ائدر

    یوْلئم سن نن، ایزاق دوٌشـدئ، هئجرته

    تیوان گلدئ، سن دوٌشوپ سن، غوربته

    کپــگان گپّـئی، دوٌشئـپدیلـر، حئیرته

                                  بیر کیمسه یوخ، کؤهنه یوْلی، دوٌزتسین

                                 دوْآبــی نــئ، دره گـــزه، یئـتـیـرسین

    الله اکبر، سن نن ایزاق، دوٌشئپ بن

    عومورکئچدی، اللی دنم، آشیب بن

    جوانلـیقده، هریانـه من، قاچیب بن

                                  بیلمه سیدئم، قوجه لیق وار، قالماق وار

                                 جوانـلـیقدن، بیر قـورری آد، قالماق وار

    ادامه دارد…..


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • موقعیت جغرافیایی و اطلاعات شهری شهرستان درگز

    جمعیت شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۷۵ به ۷۸۱۰۰ نفر می باشد. سهم جمعیت این شهرستان از کل استان ۳/۱ درصد است،راه هوایی و ریلی ندارد راههای زمینی از نوع راه شوسه می باشد.

    مردم این شهرستان به زبانهای ترکی ، کردی ، ترکمنی وفارسی صحبت می کنند. شهرستان درگز از طوایف مختلفی چون کرد وترک وفارس وترکمن وعرب تشکیل شده است که هر یک از این اقوام به شاخه های مختلفی نیز تقسیم می شوند.

    شهرستان درگز به فاصله ۲۵۸ کیلومتری از مرکز استان واقع است.در طول جغرافیایی ۵۹درجه و۶ دقیقه وعرض جغرافیایی ۳۷درجه و۲۶ دقیقه واقع است.ارتفاع این شهرستان از سطح دریا ۵۰۰ متر می باشد که این میزان در همه جا یکسان نیست. وسعت این شهرستان در حدود ۴۱۹۴ کیلومتر مربع است از کوههای مهم آن : الله اکبر ( که از رشته کوههای هزار مسجد است) ، کوه چوریک ، کوه مانیس ، کوه خرپشتی داغ هستند.واز رودهای مهم آمی توان به : رود درونگر ( که روی زندگی مردم منطقه اهمیت زیادی دارد )، رود زنگلانلو، رود قره تیکان.این منطقه به دلیل اینکه در داخل کوهستان هزار مسجد واقع است دارای آب وهوای سرد کوهستانی است البته در نواحی پست گرم وپوشیده از مراتع وچمنزار است . مرکز شهرستان درگز از آب وهوای گرم ونیمه مرطوبی برخوردار است که بیشترین درجه حرارت در تابستان ۳۸ درجه بالای صفر وکمترین آن در زمستان ۲درجه زیر صفر است ومیزان بارندگی سالانه آن ۳۵۰ میلی متر می باشد.درگز سرزمینی با تمدن بیش از هفت هزار سال از یک طرف مرکز حکومت پارتیان واز طرفی نشان از زرتشتیان یکتا پرست دارد وکتاب مقدس زرتشتیان ( اوستا) قدیمی ترین کتابی است که نام ابیورد در آن آمده است.از سویی به علت نزدیکی به مرو مرکز امپراطوری جهان اسلام مورد رفت وآمد شخصیتهای سیاسی وعلمی روزگار بوده واز مردمان اینجامردمانی صاحب فکر وصاحب شخصیت وصاحب فرهنگ واندیشه وتمدن ساخته است. درگز در اصل داراگرد (شهر دارا ) بوده که تیرداد اشک دوم پادشاه اشکانیان در سال ۲۳۷ قبل از میلاد مسیح آن را در ناحیه آپارات ( پارت – یونانی ) ساخت وپایتخت دوم خود قرار داد در دوران اسلام این به داراجز ودرجز وبعدها به درگز تغییر نام داد.

    محمدآباد مرکز درگز است و به احتمالی، با شهر نسای سابق یکی است. این شهر بین نسا و سرخس، و در دشت خاوران جای داشت و مرکز آن مهنه یا میهنه نامیده می شد. ابوسعید ابوالخیر، عارف مشهور در این قریه به دنیا آمده است.

    شهرستان درگز از چهار بخش مرکزی ، نوخندان ، چاپشلو و لطف آباد تشکیل شده است. بخش نوخندان از دو دهستان به نامهای شهرستانه به مرکزیت برج قلعه شامل ۱۸آبادی ودرونگر که ۱۷ آبادی را در خود جای داده است وبخش چاپشلو که شامل دهستانهای قره باشلو و میانکوه که حدود ۵۰ آبادی دارد وبخش لطف آباد از دو دهستان دیباج با ۱۱ آبادی وهزار مسجد با ۹ آبادی تشکیل شده است.

    درگز، به علت مجاورت با مرز ایران و جمهوری ترکمنستان از اهمیت سیاسی و نظامی خاصی برخوردار است بیشتر آثار تاریخی این شهر به دوره افشاریه تعلق دارند، ازجمله قلعه مستحکم کلات نادری که در نزدیکی نوار مرزی قرار دارد. درگز هم اکنون شهری متوسط و آباد است ودر شمال استان خراسان واقع شده است. مسجدنادری از مکانهای دیدنی این شهر است.

    بناهای تاریخی

    بندیان درگز
    امامزاده محمد دیباج
    یارم تپه
    بقعه علامه شهرستانی
    تپه خاخیان
    نوروز تپه
    پلکان نادری
    قدمگاه
    تپه یوخار قلعه
    زیارتگاه سید قاضی سلطان
    بقعه ابوالمعجن
    زیارتگاه علی بلاغ
    تپه صاحبجان
    تپه غازان بیک
    امامزاده سید یوسف
    آرامگاه صید علی خان درگزی
    غار قزلق
    غار شادمینه (شادمهنه)

    موزه حیات وحش:

    این موزه درچهل کیلو متری جنوب غربی شهرسان درگز درپارک ملی تندوره (چهلمیر) قرار دارد.

    مساجدتاریخی شهر درگز عبارتند از:

    مسجد جامع – مسجد یزدیها – مسجد ترکها

    صنایع و معادن

    معادن ومنابع زیر زمینی درگز شامل ( آهک ، گج، سرب ، گل سرشور، سنگ مرمر ) می باشد.

    کشاورزی و دام داری

    درگز و پیرامون آن، دارای کشاورزی و دام‌پروری خوبی است. فرآورده های کشاورزی آن گندم، جو، پنبه، کنجد، میوه های گوناگون، و حبوبات است. درگزچون در درون کوهستان هزار مسجد قرار گرفته و پوشیده از مرتع و چمن زار است، یکی از مراکز مهم دام‌داری و دام‌پروری خراسان رضوی به شمار می رود. پرورش دام، شامل گوسفند، بز، گاو، گاومیش، شتر، اسب و الاغ و هم چنین پرورش و نگاه‌داری طیور به روش سنتی و صنعتی در این منطقه رایج است.

    مشخصات جغرافیایی

    شهرستان درگز، با پهنه ای حدود ۳٫۹۲۴ کیلومتر مربع در شمال استان خراسان رضوی، در کنار مرز ایران و ترکمنستان،‌ از نظر جغرافیایی در ۳۷ درجه و ۲۶ دقیقه پهنای شمالی و ۵۹ درجه و ۷ دقیقه درازای خاوری و بلندی ۴۵۰ متر از سطح دریا قرار دارد. این شهرستان از سوی شمال و خاور به جمهوری ترکمنستان، از باختر به شهرستان قوچان، از جنوب به شهرستان های چناران، قوچان و مشهد محدود است. آب و هوای آن در نقاط کوهستانی سرد و در نواحی پست، گرم و پوشیده از مرتع و چمن زار است. هوای درگز گرم و نیمه مرطوب است. بیش ترین درجه حرارت در تابستان ها ۳۸ درجه بالای صفر و کم ترین آن در زمستان ها، ۲ درجه زیر صفر است. میانگین باران سالیانه درگز، ۳۵۰ میلی‌متر گزارش شده است.

    وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

    ناحیه درگز از دوران پیش از اسلام تا کنون «دارا گرد»، «دارا گرذ»، «نیسایا»، «آپاوارتاکن»، «باورود»، «ابیورد»، «اتک»، «نسایا»، «نسا»، «درون»، «خاوران»، «دریجز»، نامیده می شده است. درباره نام‌گذاری این شهر و شهرستان، تاکنون داوری های گوناگونی داده شده است. شماری گفته اند چون در این ناحیه بیشه و درخت گز زیادی وجود داشته، به «دره گز» سرشناس شده است، که این نامگذاری درست نیست. داوری درست تر، از سده ۳ پ.م، یعنی زمان اشکانیان است. پس از آن که اشکانیان علیه سلوکیان برخاستند، اشک اول (ارشاک) در ضمن نبرد کشته شد، ولی برادرش تیرداد به پیروزی رسید و شهری به نام «داراگر» در پارتیای اصلی بنیاد گذارد. سبب این نام گذاری کشته شدن «دارا» – آخرین پادشاه هخامنشی – در این ناحیه است. این شهر پایتخت حکومت پارت بوده و محل دقیق تر آن در دامنه کوه های درگز می باشد. درگز محل تولد نادرشاه افشار است و در روزگار وی بسیار آباد بوده است. پس از او تکه و ترکمان، به انتقام مبارزات کوبنده نادری، آن را با خاک یکسان می کنند. از روزگاران قاجاریان درگز جایگزین «نسا» و «ابیورد»، شده و تا اوایل حکومت پهلوی اول، «محمد آباد» و «درجز» به کار برده می شد، ولی اندک اندک واژه پارسی آن، یعنی درگز رایج گردید.
    درگز به دلیل همسایه گی با مرز ایران و جمهوری ترکمنستان، از اهمیت سیاسی، نظامی و استراتژیک ویژه ای برخوردار است. از آن جا که شهر و ناحیه درگز در گذشته بخشی از شهرستان قوچان بوده، می توان گفت، که این شهر از لحاظ تاریخی، سیاسی و تا اندازه ای اجتماعی و اقتصادی بستگی زیادی با شهر قوچان دارد. ابوسعید ابوالخیر، عارف سرشناس ایرانی در مهنه یا میهنه، در نزدیکی درگز به دنیا آمده است.

    شهر درگز، شهری با سابقه درخشان تاریخی، شهری که قبلا به نام ابیورد معروف بوده و در تاریخ فکر و تمدن اسلامی به تعدادی از اندیشمندان و بزرگان برخورد می‌کنیم که عنوان ابیوردی را با خود داشته‌اند. شهری که خاوران نام داشته و از مناطق باستانی پارتهای قدیم در خراسان بوده،در ۳ کیلومتری همین شهر آثار و بقایایی موجود است که به پنج هزار سال قبل از میلاد می‌رسد، یعنی سابقه شهرنشینی و مدنی درشهر درگز به حدو د هفت هزار سال پیش می‌رسد، یعنی درگز وارث یک تمدن هفت هزار ساله می‌باشد.تاریخ منطقه ای که شهرستان کنونی درگز در آن واقع گردیده پیشینه اش به دوران پیش از اسلام وبه زمان مهاجرت آریاییها به فلات ایران می رسد .منطقه ای که شهرستان درگز در آن قرار دارد از نظر قدمت مربوط می شود به دوران اشکانیان بدین صورت که تیرداد اول اشکانی به مناسبت پیروزیهایی که در جنگ با سلجوقیان بدست آورد شهر داراگرد را بنا نهاد .که در اثر مرور زمان به درگز تغییر نام یافت . از آن زمان به بعد این منطقه مورد تجاوز بیگانگان ویا مورد حمایت سرداران ایرانی بوده است.

    در کتاب خاوران راجع به ایجاد منطقه داراگرد آمده است که (آرشک ،ارشک، اشک ) از داراگرد اساس پادشاهی پانصد ساله پارتها را بنیان گذاشت.

    dargaz 7535 درگز


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • کلید تدبیر و امید در استانداری خراسان رضوی در دستان کیست؟

    گفتگوی کیانوش انصاری با یکی از سایت های خبری استان خراسان درباره انتصاب استانداری خراسان رضوی!

     

     کیانوش انصاریکیانوش انصاری، رئیس ستاد انتخاباتی دکتر روحانی در شهرستان درگز در گفتگو با خبرگزاری خبر۸ : همه ما امیدواریم که دولت تدبیر و امید در هفته آینده انتخاب استانداری توانمند و مورد رضایت همگان را به مدیریت این استان و همسایگان علی ابن موسی الرضا تقدیم کند

    کیانوش انصاری، رئیس ستاد دکتر روحانی در شهرستان درگز: همینک کلید تدبیر و امید در این استان حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری است

    رییس وقت ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز در گفتگو با خبرگزاری&بیان کرد: متاسفانه تاخیر در انتخاب استاندار مشکلات و معایب فراوانی را به وجود می آورد، که شاید یکی از کوچکترین آنها حساس تر شدن تمامی فعالین و جبهه های مردمی فعال در سطح استان است. که همه آنها تلاش و آبروی بیشتری را برای انتصاب استاندار مد نظرشان خرج خواهند کرد و این اتفاقات انتظارات آنها را نیز بالا می برد و انتخاب اعتدالگرایانه دولت را نیز سخت تر خواهد کرد.

     

    این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره گزینه استانداری عنوان کرد: حجت الاسلام علی عسکری در انتخابات گذشته مسئولیت ستادی ائتلافی را در استان خراسان بر عهده داشته است که هم ستادهای اصلاح طلب و هم اصولگرایان تحول خواه را در خود جای داده بود و لذا استعداد این را دارد که نظر و علاقه تمامی گروه های حامی دکتر روحانی باشد. از طرفی شنیده ها حاکی از این است که علمای عالی مقام استان نیز نظر مساعدی درباره جناب آقای علی عسکری داشته باشند.بنابراین حداقل می شود گفت که حجت الاسلام علی عسکری توانمندترین و با استعدادترین فرد برای ایجاد و برقراری اتحاد و رضایت جریان های مختلف سیاسی استان است.

     

    علی عسکری

     

     کیانوش انصاری در ادامه افزود: از طرفی توانمندی ها و تجربه های مفید و ارزشمند جناب آقای عسکری که یکی از گزینه های معاونت پارلمانی جناب آقای رئیس جمهور بودند برای دولت و حامیانش مشخص است. حجت الاسلام علی عسکری فردی بومی است که هم استعداد وحدت استانی را دارد و هم فردی آشنا به مدیریت و هم اینکه به اصلاحاتی اعتدالگرایانه باور فکری و قلبی دارد. لذا با وجود احترام محفوظی که به تمام گزینه هایی که تا کنون به عنوان استانداری مطرح شده بودند، باید از حجت الاسلام علی عسکری به عنوان بهترین گزینه برای صندلی استانداری حمایتی بی دریغ کرد. و در این راستا از هیچ کوشش و تلاشی دریغ نکرد.

    رییس ستاد دکتر حسن روحانی در شهرستان درگز در ادامه با بیان اینکه همینک کلید تدبیر و امید در این استان حجت الاسلام والمسلمین علی عسکری است افزود: همه ما امیدواریم که دولت تدبیر و امید در هفته آینده انتخاب استانداری توانمند و مورد رضایت همگان را به مدیریت این استان و همسایگان علی ابن موسی الرضا تقدیم کند.

     


    لینک مصاحبه در خبرگزاری خبر8


    لینک مصاحبه در خبرگزاری جامعه آنلاین


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • رییس جمهور دیر رسید، شهردار اصلا نرسید

    چکیده : به همین دلایل است که باید به نامه رئیس جمهور با دقت بیشتری نگاه کرد. باید از خودمان بپرسیم که اگر یک طرف مرگ این شهروندان، شهرداری و اهمال آنان نبود، آیا این نامه نوشته می‌شد؟ سوال مهم‌تر دیگر این است که چرا رئیس جمهور فقط به مرگ این شهروندان توجه کرده و خواسته علت‌های آن بررسی شود؟ چرا به زندگی این زنان توجه نشد و نمی‌شود؟ اینکه چرا آنان در یک روز تعطیل باید سر کار باشند؟ آیا محیط کار آنان از استانداردهای لازم برخوردار بوده است؟ اصلا آنان بیمه بوده‌اند؟ آیا زنان دیگری مانند این دو زن نیستند که زندگی و کار آنان، با دشواری‌ها و مشقت‌های بسیاری همراه باشد؟

     

    شهردار تهران آنقدر در بررسی چرایی وقوع حادثه خیابان جمهوری تعلل کرد که در نهایت رئیس جمهور در نامه‌ای به وزیر کشور خواستار بررسی علت‌های حادثه شد. نامه حسن روحانی پاسخی بود به افکار عمومی، به مردمی که برخلاف مسئولان شهرداری، نمی‌خواهند مرگ دو زن ایرانی را مشیت و خواست الهی بدانند.

    اما نامه رئیس جمهور پاسخی نبود که همه جوانب را در بر گیرد. ملاحظاتی بر این نامه وارد است که بررسی دقیق‌تر آن را ضروری می‌سازد. همچنان که روشن بود که نامه رئیس جمهور مجادله جدیدی را میان دولت و شهرداری آغاز می‌کند. به همین دلیل بود که روز گذشته بخش زیادی از اظهارنظرهای شهردار تهران، نه پاسخ به افکار عمومی، که در واقع پاسخی به رئیس جمهور و نامه‌اش به وزیر کشور بود.

    گویی دو رقیب انتخابات ریاست جمهوری، از مرگ شهروندان ایرانی بهانه‌ای ساخته‌اند برای ادامه نزاع‌های سیاسی. اما چرا این مرگ، بهانه آن نامه و این نزاع شد؟ آیا این نخستین بار است که شهروندان ایرانی، بی‌آنکه بخواهند، براثر اهمال‌کاری‌ها جان خود را از دست می‌دهند و دستشان از زندگی کوتاه می‌شود؟ این نخستین بار نیست که شهروندان ایرانی، باوجود همه اصرارشان به زیستن، می‌میرند. خواه آلودگی هوا باشد، خواه آتش گرفتن اتوبوس اسکانیا در مسیر قم یا مشهد و حتی بازنشدن نردبان آتش‌نشانی. بهانه برای مردن زیاد است! به همین دلیل، مرگ برای ما آنقدر به مسئله‌ای دم دستی و پیش پا افتاده تبدیل شده که کمتر باعث برانگیختن حساسیت می‌شود.

    به همین دلایل است که باید به نامه رئیس جمهور با دقت بیشتری نگاه کرد. باید از خودمان بپرسیم که اگر یک طرف مرگ این شهروندان، شهرداری و اهمال آنان نبود، آیا این نامه نوشته می‌شد؟ سوال مهم‌تر دیگر این است که چرا رئیس جمهور فقط به مرگ این شهروندان توجه کرده و خواسته علت‌های آن بررسی شود؟ چرا به زندگی این زنان توجه نشد و نمی‌شود؟ اینکه چرا آنان در یک روز تعطیل باید سر کار باشند؟ آیا محیط کار آنان از استانداردهای لازم برخوردار بوده است؟ اصلا آنان بیمه بوده‌اند؟ آیا زنان دیگری مانند این دو زن نیستند که زندگی و کار آنان، با دشواری‌ها و مشقت‌های بسیاری همراه باشد؟

    منظور از طرح این پرسش‌ها این است که حالا که باب نامه نوشتن و درخواست برای بررسی حادثه گشوده شده است، بهتر است رئیس جمهور نگاهی نیز به روندهای روزهای قبل از حادثه داشته باشد، به زندگی کارگری این زنان و دیگر زنان ایرانی و صد البته دیگر کارگران ایرانی. به عبارت دیگر، بهتر بود رئیس جمهور نامه‌ای به وزیر کار می‌نوشت و از او می‌خواست بررسی کند و پاسخ دهد که این زنان در چه وضعیتی کار می‌کردند و آیا آنان از فرصت زیستن و بهره‌مندی از مواهب آن برخوردار بوده اند؟

    این بار هم رئیس جمهور دیر رسید، گرچه شهردار تهران اصلا قرار نبود برسد و نرسید. در این میانه شهروندان ایرانی و تهرانی، هر روز باید با مخاطرات بسیاری دست و پنجه نرم کنند، مخاطراتی که زندگی و آینده را پیش‌پینی ناپذیر می‌کند. چه بسا زنانی که آن روز از طبقه پنجم ساختمانی در خیابان جمهوری به کف خیابان فرود آمدند، عاشق‌ترین زندگان بودند، مادرانی که سودای اندکی راحتی در زندگی خود و فرزندانشان، در یک روز تعطیل آنان را از خانه به خیابان کشانده بود.

     

    مرتضی گلپور / روزنامه آرمان


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • معرفی اوحدالدین علی‌ بن‌ اسحق انوری ابیوردی ( مشاهیر درگز )

    تاريخ تولد، محل تولد، هنگام تولد:

    در نیمه‌ی دوم قرن ششم هجری قمری در ابیورد که شهرکی بوده از شهرهای خراسان بین نساء و سرخس که به دشت خاوران شهرت داشته است به دنیا امد. شاعر.یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده.

    پدر: محمد
    مادر:-
    برادر: -
    خواهر:-
    همسر:-
    فرزندان:-

    شهرت ، كنيه و لقب:

    القاب: پیامبر قصیده سرایان، حجه الحق، امیرالاجل العمید، خاوری، انوری

     

    دوران زندگي:

    انوری در دوران کودکی و اوایل دوران جوانی به تحصیل در علوم متداول زمان خود پرداخت و در بیشتر علوم از جمله حکمت و ریاضی و نجوم توانست مایه کافی بیندوزد؛ پدرش در همان اوایل عمر وی از دنیا رفت و مال بسیاری را برای بازماندگان خویش بهجای گذاشت. انوری با آنکه در آن وقت بهره‌ی فراوانی از دانش‌های زمان بهدست آورده بود و بر خویشان و اطرافیان خود هم از این جهت برتری داشت، با اینحال وی مردی خوش‌گذران بود و دیری نکشید که میراث پدر را در اندک زمانی در راه عیش و نوش و خوش‌گذرانی صرف کرد و مفلس و بی‌چیز شد. و ناچار شد برای تهیه‌ی وسایل زندگی و امرار معاش به شاعری که در آن روزگار رواج داشت بپردازد. او همچنان در نهایت تنگدستی در مدرسه‌ی منصوریه‌ی طوس تحصیل می‌کرد و چنان‌که معلوم بوده و هست در اوقات تحصیل مخارج روزانه‌ی خویش را با سختی فراهم می‌کرده است. در چگونگی روی‌آوردن انوری به شاعری گفتهاند روزی انوری بر در مدرسهای نشسته بود، مشاهده کرد که مرد محتشمی با غلامان بسیار از آنجا میگذرد .انوری از فردی که در آنجا بود پرسید: این مرد کیست؟ گفتند: شاعر سلطان سنجر است. انوری با خود گفت: عجبا شیوه‌ی شاعری با این پستی و این شخص چنین محتشم است، و پایه‌ی علم بدین بلندی و من چنین فقیر و بی‌چیزم؛ از دیدن آن حال، بر آن شد که او هم برای امرار معاش به شاعری بپردازد و در همان شب تصمیم گرفت که قصیده‌ای بسراید که با این مطلع است: انوری با خود گفت: عجبا شیوه‌ی شاعری با این پستی و این شخص چنین محتشم است، و پایه‌ی علم بدین بلندی و من چنین فقیر و بی‌چیزم؛ از دیدن آن حال، بر آن شد که او هم برای امرار معاش به شاعری بپردازد و در همان شب تصمیم گرفت که قصیده‌ای بسراید که با این مطلع است:

    گر دل و دست، بحر کان باشد

    دل و دست خدایگان باشد

    وی صبح روز دیگر برای عرض قصیده، متوجه حضور سلطان سنجر شد و آنرا برای وی خواند. سلطان هم از آن قصیده بسیار خوشش آمد و او را در زمره‌ی نزدیکان درگاه خود جای داد و برای او جایگاهی معین تعیین کرد. تخلص انوری همچنانکه خود گفته و معاصرانش آورده‌اند انوری است اما بنا بر قول دولتشاه سمرقندی تخلص او نخست خاوری، که منسوب بوده به دشت خاوران،(شهر انوری هم یعنی ابیورد در آن دشت واقع بوده است) بوده است؛ که وی بعدها به فرمان امیر خویش "عماره" آن تخلص را رها کرده و انوری را برگزید است و این لقب را آن‌طور که گفته شد خود اختیار نکره بلکه دیگران به او داده‌اند. در بیت زیر انوری یکی از بزرگ‌ترین مشاهیر مرتبه‌ی اول خاوران دانسته شده است و به حق سزاوار این مرتبه است:

    تا سپهرت صیت گردان شد به خاک خاوران

    تا شبانگاه آمدش چار آفتاب خاوری

    قاضی نورالله شوشتری بنا بر روشی که در کتاب مجالس‌المومنین دارد او را شیعِه‌ی اثنا عشری(دوازده امامی) و پیرو مذهب جعفری دانسته است. گذشته از نظر شوشتری آنچه از بیشتر اشعار وی استنباط می‌شود این است که وی شافعی مذهب و پیرو اهل سنت و جماعت بوده چون در اشعارش مکررا از خلفای چهارگانه یاد کرده و آنها را ستوده و از رافضی و خوارج بد گفته و بیزاری جسته است. احتمال اینکه وی از پیروان اهل سنت و جماعت بوده بیشتر است؛ اما در حقیقت وی به امیرالمؤمنین و خاندان مصطفی(ع) بیش از دیگران معتقد بوده است و شاید علی را بر دیگران برتر می‌نهاده است. فهم شعر انوري بدون تفسير تقريبا ناممكن و در بسياري موارد با كمك آن هم ميسر نيست. وي با استادان متقدم و متاخر و همچنين با ادبيات فارسي و عربي آشنايي كامل داشت و در سايه نيروي تخيل و فضل و دانش و تسلط كامل بر زبان و علم بديع قصيده را به اوج رفعت رسانيد تا بدان حد كه هر تحول بعدي، جز سقوط نمي توانست به حساب آيد. جامي، آثار وي را تقريبا يك معجزه مي داند و در اين اظهار نظر، علاوه بر آنچه خود وي مي انديشد از يك لحاظ ديگر نيز حق با اوست. زيرا انوري با همه وجود ممتازي كه در زبان وي هست، استاد (سهل و ممتنع) است. قصايد خود را بلافاصله با مديحه شروع مي كند و در مقدمه به ندرت به وصف طبيعت مي پردازد. در عشقيات نيز جانب اعتدال نگه مي دارد. لكن آنچه جلب توجه مي كند صحبت با محبوب، يعني ممدوح است ،تمنيات او را غالبا ضمن شوخي و مطايبه بيان مي كند كه اين يك جنبه ممتاز قصيده اوست. انوري غزل را تقريبا به طور كامل از قصيده تفكيك كرده و در نتيجه مرحله مهمي از قطور غزل را پيش از سعدي تحقق بخشيده است. هدف اصلي قصيده اش مديحه گويي است كه ضمن آن، از كليه وسايل متصور حد اعلاي استفاده به عمل مي آيد. قصائدش عموما در سه مضمون: ستايش شاهان و بزرگان، وصف طبيعت و هجو دشمنان و مخالفان است و مضمون قطعات او، خواهشگري، بد زباني و هجا گويي است. وی در آخر عمر زهد و تقوی پیشه کرد و از ملازمت سلطان و ارباب دولت بازآمد. دایره‌المعارف بزرگ اسلامی در پیرامون دانش انوری چنین می‌نویسد: انوری از دانشمندان نامور روزگار خود به شمار می‌رود و اشعارش، در بردارندهٔ دانش‌ها و معارف آن دوران است. اشارات، تلمیحات، تصویرسازی و مضمون‌آفرینی‌هایش، همه از استادی او در منطق، موسیقی، هیأت، ریاضی، علوم طبیعی، نجوم و حکمت حکایت دارد... انوری به ابن سینا اعتقادی تام داشت... وی همچنین کتابی در شرح اشارات ابن سینا با عنوان البشارات فی شرح الاشارات تألیف کرده بود... کتابی در حکمت یا نجوم نیز توسط انوری نوشته شده‌است که به شاه قطب‌الدین، صاحب موصل، تقدیم کرده بود. به گمان شفیعی کدکنی این کتاب، احتمالاً همان کتاب مفید است که دولتشاه سمرقندی بدان اشاره کرده‌است. یان ریپکا از ایرانشناسان اروپایی مدعی شده که از اشعار و آثار انوری برمی آید که وی تا حدودی به قانون جاذبه زمین پی برده بوده. او این را بویژه در شعری با عنوان: «شبی در حال مستی از بامی درافتاد و این قطعه را سرود» نشان داده‌است. در این قطعه وی افتادن خود را از پشت بام بر خلاف نظر همیشگی علمای آن زمان که آنرا مربوط به ماهیت جسم و میل و کشش درونی جسم به سوی پایین می‌دانستند این بار سقوط شی را به زمین و خواست و ماهیت زمین نسبت داده‌است.

     

    آثار:

    البشارات فی شرح الاشارات ، در شرح اشارات شیخ الرئیس ابن سینا که در منطق و حکمت نوشته است.
    رساله‏ای در عروض و قوافی
    دیوان اشعار: قریب به پانزده هزار بیت
    تاريخ فوت، محل فوت، هنگام فوت، محل دفن:
    تاریخ دقیق وفات انوری هنوز مشخص نشده است ولی بنا بر گفته دولتشاه سمرقندی در سال ۵۴۷هجری قمری در بلخ دانسته شده است. در کنار آرامگاه ابو حامد سلطان احمد ابن خیزرویه بلخی یکی از دانشمندان سرزمین بلخ بخاک سپرده شد.

     

    نقل قول و خاطرات:

    نمونه ای از ابیات انوری ابیوردی:

    چه نازست آنکه اندر سر گرفتی؟/ به یکباره دل از ما برگرفتی

    ترا گفتم که با من آشتی‌کن/ رهاکرده، رهی دیگر گرفتی

    دریغ آن دوستی! با من به‌یکبار/ شدی در جنگ و خشم از سرگرفتی

    مرا در پای غم کُشتیّ و رفتی/ هوای دیگری در سر گرفتی


    منابع:

    ویکی پدیا

    http://www.decorationnews.com

    http://adabi-blog.blogfa.com

    http://www.dargaz.info

    http://www.persian-man.ir

    http://www.loghatnaameh.org

    http://mandegar.tarikhema.ir

     

    تصاویر:

    انوری ابیوردی   انوری ابیوردی


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • فرهنگ و تمدن شهر باستانی نسا

    اماكن و آثار كشف شده در نسا:

    قلعه نسا ی قديم محل سلطنت و عمارت بوده  و قلعه نسای جديد محل سكونت طبقه كارگزاران و رعيت بوده است . در زمان ساخت قلعه نسای قديم يعنی قلعه سلطنتی مهرداد كرت از يك تپه طبيعی استفاده كرده اند  .

    در قرن سوم ميلادی با سقوط سلسله اشكانيان همه گنجينه‌ها و خزاين به غارت رفتند، ولی حتی باقيمانده‌های آن خزاين نيز گواه شكوه دربار پادشاهی است.
    اماكن و تالارهايی كه كشف شده‌اند شامل : عبادتگاه، محل جلوس پادشاهان  بوده است و نيز وسايل كشف‌شده را اقلامی چون سلاحها، پارچه‌ها، باقيمانده‌های تخت شاهی از عاج فيل و ظروف و ريتون‌ها تشكيل می دهند.

     

    عبادتگاه

    كاخ دارای اتاقهای متعددی بود و در امتداد آن حوضها و پاركها و در فاصله كمی از قصر هم عبادتگاه‌ها قرار داشتند. عبادتگاه برجی دارای طرح مربع شكل به مساحت30 در 20  متر بود و زير آن مقبره‌ای با يك مجسمه روی نقطه مرتفعی در داخل مقبره قرار داشت.
    اين معبد در بخش شمالی يك ساختمان بزرگ با ديوارهايی به ارتفاع 60 متر قرار دارد كه در ابتدا شامل 12 اتاق بزرگ به شكل مستطيل می‌شد با بلندی‌هايی در امتداد ديوارها و چهارستون در محور اتاق برای نگهداشتن سقف اتاقها.   

    بر روی سفالها اثر مهره‌های مختلف بر جای مانده‌اند كه ظاهرا نشان از آن دارد كه اين مكان مخزن گنج مخصوص به اموات بوده است.

    معبد مدور نيز به قطر 17 متر، مركب از 2 طبقه و 3 ورودی بود كه در طبقه فوقانی مجسمه‌های سفالی خدايان به ارتفاع 5/2 متر وجود داشت، سقف اين معبد نيز چوبی بوده و بر روی چهار ستون آجری و ديوارهای آن بنا شده بود. نور داخل سالن از طريق دريچه‌های تعبيه شده بر ديوارها تامين می‌شد و احتمالا با فرشهای گرانقيمت مفروش بوده است.

     

    تالار جشن‌ها

     از حفاری‌های انجام شده می‌توان پی برد كه در بخش مركزی كاخ، تالار جشن‌ها با سه ورودی از طرف حياط(30 در 20)  قرار دارد، صخامت تقريبی ديوارها 3 متر است كه نيمه پايينی آنها با نيم‌ستونهای آجری تزئين گرديده‌اند. بين ستونهای فوقانی طاقچه‌ها و رفهایی قرار داشتند، بر روی آنها مجسمه زنان با لباسهای بلند و كلاههای لاكی رنگ و مردان شنل‌پوش دارای ريش قرار داده شده بودند كه ظاهرا مجسمه‌های پادشاهان سلسله اشكانيان بود.

     

    گنجينه‌ها

    در عصر شكوفايی دولت پارت از سراسر امپراتوری عظيم كه از آمودريا و مرغاب تا دجله و فرات را در بر می‌گرفت ثروت بی‌حد و حساب پادشاهان و هدايای قيمتی به سوی نسای قديم پايتخت امپراتوران پارت سرازير می شد و در گنجينه‌های ويژه نگهداری اشياء قيمتی، انباشته می‌شد. گنجينه پادشاهان پارت در نسا شامل ساختمان چهارضلعی بزرگی با اتاق‌های متعدد، ايوانها و محوطه‌های كوچك داخلی بود. بلافاصله پس از پر شدن يكی از اتاق‌های اين گنجينه از اشياء با ارزش و جواهرات، آن را از همه طرف مسدود نموده و به نوعی گاوصندوق بزرگ تبديل می‌شد.
    اين گنجينه‌ها تا زمان سقوط نسا قديم پايتخت امپراتوری پارت در دهه 20 سده سوم پيش از ميلاد به دست ساسانيان دست نخورده باقی ماند. با وجود غارت گنجينه‌ها به دست ساسانيان اشياء و آثار هنری بی نظيری از طلا، نقره، عقيق، كريستال و مرمر كشف گرديده‌اند.

     

    مجسمه‌های مرمرين نسا

    از حفاريها و كشفيات باستان‌شناسی در نسا قديم نمونه‌های بی نظير هنری شامل آثار نقاشی، مجسمه‌سازی، سنگ‌تراشی، ريخته‌گری‌های هنری و تزئينات معماری به دست آمده‌اند در ميان آنها  مجسمه مرمرين از ارزش ويژه‌ای برخوردار است اين مجسمه، مجسمه نيمه عريان يك زن است كه از دو نوع مرمر يعنی از مرمر سفيد با لكه‌های قرمز كه قسمت عريان نيم‌تنه و سر مجسمه را تراشيده‌اند و پايين تنه آن از مرمر خاكستری رنگ تراشيده شده است. ظرافت اين پيكره كه توانسته است سيمای روانشناسی بسيار دقيقی را بوجود آورد شگفت‌آور است. 
    قسمتی از دستها قطع شده است. اين مجسمه احتمالا پيكره رادوگونا دختر مهرداد اول پادشاه پارت است. مجسمه ديگری كه در گنجينه نسا قديم كشف شده است اصطلاحا «الهه نسائی» ناميده می‌شود كه آن هم از جهت ارزش هنری به همان ميزان قابل توجه است.

    بهمن رنجبران


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • آشنایی با موسیقی مقامی درگز

    موسیقی مقامی درگز از صدها سال پیش به این سو، در عزاها، جشن ها و آیین های سنتی، به شکل سرودها و نواهای همراه ساز و با آهنگی محزون نواخته می شده است. در این موسیقی، از سازهایی چون دوتار، سرنا، دهل، نی، کمانچه، آکاردیون، قارمون و دایره (دف) برای ایجاد اصوات موسیقایی و عموما طرب انگیز استفاده می گردیده است. اشعاری که همراه با نواختن این سازها خوانده می شده، به تناسب مقام سرودهایی از بزرگانی چون بابا طاهر، حافظ، مولوی، جعفر قلی زنگلی، مخدومقلی فراغی و گاهی اشعار کردی، ترکی و ترکمنی یا چهار بیتی هایی محلی بوده است.

     از پیشکسوتان و اساتید صاحب سبک در موسیقی می توان به مرحوم اولیا قلی اشاره نمود. وی در سال ۱۲۹۵ در روستای خیرآباد لطف آباد پا به عرصه وجود نهاد و در دامن پدرش غلامرضا بخشی پرورش یافت. در سن ۸ سالگی به آموختن دوتار نزد پدر پرداخت. در مجالس وی همراه سازش نزد پدرش بود در سن ۷۶ سالگی پدر دیده از جهان فرو بست، مرحوم اولیا قلی در این زمان ۲۵ سال داشت، بعد از مرگ استاد مرحوم اولیا قلی به همراه شخصی به نام بابا خان راه او را ادامه دادند، ایشان در ۵۹ سالگی در جشنواره بزرگ توس در شیراز مقام اول را کسب نمودند. تنها نوازنده ای بودند که تار ابریشم به ساز خود می بستند. اولیا قلی چندین داستان نظیر غریب و شاه صنم، طاهر و زهره، کورا و قلی، شاه بهرام، گل و صنوبر را با آواز دوتار اجرا می کردند و همچنین ایشان بیشتر اشعار مخدومقلی را که در اصل این مقام ها زیربنا آوازی داشت با موزون عاشقی، حماسی و مذهبی بکار می گرفتند. آوازها و داستان های اولیاقلی بنا به نوشته استادان موسیقی شناس تحقیقا و عمیقا موسیقی قدیمی این منطقه است. اشعار زیادی مربوط به جنگ های ترکمن ها در این منطقه و رویدادهای مربوط به نادر شاه افشار بوده است. هنوز هم صدای گرم این هنرمند به صورت کاست در بین مردم وجود دارد. اشعارش همانند روحش لطیف می باشد. اولیا قلی این هنرمند بزرگ در یازدهم اردیبهشت ۱۳۵۸ دیده از جهان فرو بست و در زادگاهش به خاک سپرده شد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • واکنش به اظهارات تاریخی غلط فرماندار قوچان

     تاریخ درگز: فراز تاریخی بلندی که طی شده و شهری به نام درگز را به میراث گذارده است بسیار گران و ارزشمندتر از آن است که همسایگان عزیز ما در اطراف، از بی اطلاعی خود گرفتار این احساس غلط بشوند که درگزی با تمدنی ۷۰۰۰ ساله را حتی هم قد و قامت خود در تمدن و پیشینه تاریخی و فرهنگی بدانند!

     

    نشریه اینترنتی شهرستان درگز: اخیرا در خبرگزاری فارس خبری را دیدیم که مورد بهت و حیرت تمامی اندیشمندان و مطلعین تاریخ منطقه پهناور خراسان بود. فرماندار جدید مردم فهیم قوچان در اظهار نظری عجیب و به دور از واقعیت شهرستان درگز و همچنین شهرستان چناران و شیروان را به وجود آمده از تمدن شهرستان قوچان نامیده!!! و بر این اساس شهر قوچان را شهری با تمدن و تاریخ کهن و غنی نامیده بود.

    ما برای تاریخ و فرهنگ همسایگان عزیز خودمان در شهرستان قوچان احترام قائلیم و تاریخ اکراد دلاور را ارج می نهیم اما خوب است شخصیتی مثل فرمانداری یک شهرستان فقط بر اساس ذهنیت ها و اطلاعات غلط و ناقص سخن نگوید تا خدایناکرده این باعث توهین به فرهنگ و تمدن دیگران نشود.

    در زمانی شهرستان درگز که زادگاه نادر شاه افشار بوده است مورد خشم و نفرت شاهان قاجار قرار می گیرد (به دلیل مشکلاتی که با نادر داشته اند) و در این دوران دیار پرافتخار ابیورد دستاویز اتفاقات مختلفی می شود. از تقدیم کردن بخشی از آن به شوروی گرفته تا کوچک کردن مرزهای درگز. در نهایت شهرستان درگز آنقدر کوچک می شود که در تقسیمات کشوری در سال 1335 جزوی از قوچان شده و به عنوان یکی از بخش های شهرستان قوچان معرفی می شود. با توجه با اینکه در سال 1339 شهرستان درگز در تقسیمات کشوری از قوچان جدا می شود و "مجددا" شهری مستقل نامیده می شود احتمالا فرماندار محترم قوچان با اطلاعات کمی که از تاریخ و تمدن دارند تصور فرموده اند که این اتفاق مبنای شهر شدن درگز است و تاریخ شهرستان درگز هم به همینجا بر می گردد!!! و در اظهاراتی که در خبرگزاری های مختلفی چون خبرگزاری فارس و پایگاه اطلاع رسانی قوچان منتشر شده است عنوان کرده اند که شهرستان و هویت درگز از قوچان به وجود امده است و... (ضمنا لازم است ذکر شود که درگز در برهه ای هم در تقسیمات کشوری زیر نظر نیشابور بوده است. و آیا این باید دلیل بشود که عده ای مدعی شوند که درگز از نیشابور به وجود آمده است؟!!!)

    با احترام به فرمانداری محترم قوچان و ویژه تر از آن همسایگان عزیزمان در شهرقوچان برآن شدیم تا توضیحاتی درباره تاریخ شهرستان درگز و رابطه آن با قوچان و شهرهای اطرافش معرفی کنیم تا در صورت مطالعه فرماندار محترم قوچان به اطلاعات تاریخی ایشان افزوده و این بزرگوار را از بی اطلاعی درباره تاریخ شهر خود و شهرهای اطراف خارج کرده باشیم.

    در همین باره مقاله ای از یکی از علاقه مندان و پژوهشگران تاریخی شهرستان درگز جناب آقای بهمن رنجبران منتشر می کنیم که کاملا آشکار و مستند درباره تاریخ و هویت خراسان و ابیورد سخن گفته اند و این نشان می دهد که قوچان زمانی از تاریخ خود را ، گوشه ای از شهرستان درگز بوده است و با تمام تاریخ کهن و قدمت محترمی که دارد شاید چند هزار سال از ابیورد قدمتی کوچکتر و کمتر داشته باشد. ما در پی این بوده و هستیم تا به صورت مستند ثابت بکنیم که تاریخ چند هزار ساله این شهر خیلی فراتر و بزرگتر از آن است که از قوچان و تاریخ آن منشا گرفته باشد و امیدواریم این مقاله بانی رشد اطلاعات تاریخی فرمانداری محترم شهرستان قوچان باشد.

    گرچه به صورت کوتاه و موجز اشاره کرده باشیم که هرکس مطالعات اندکی از جامعه شناسی تاریخی داشته باشد. شکلگیری و تولد تمدن ها و ملت ها و شهرها را مستقل از وجود دیگر ملت ها می داند. و ای کاش حداقل فرمانداران و مسئولین وزارت کشوری ما کارشناسان علوم سیاسی و اجتماعی و جامعه شناختی کاربردی و عملی می بودند تا علمی تر و با تخصص بیشتر به مردم منطقه خود بنگرند.

     

    توجه بازدیدکنندگان گرامی را به مقاله ای مستند درباره فرهنگ و تمدن شهرستان درگز و رابطه تاریخ آن با تمدن استان خراسان جلب می کنیم:

     

     

    بهمن رنجبران: درگز مهد و مرکز فرهنگ و تمدن خراسان

     

    سخن از درگز بزرگ است ، منطقه ای تاریخی با قدمتی کهن و تمدنی درخشان ، دارنده ده ها آثار باستانی از چند هزار سال قبل از اسلام و بعد از آن تا قرن اخیر، درگز بزرگ در اتک واقع بوده و مرکز خاوران میباشد.

    درگز بزرگ در بر گیرنده شهرباستانی باورد «ابیورد» همراه با دهها روستا و آبادی و چند شهرک، شهر درون ، کلات ، شهرستان «شهرستانه» ، شهرانائو ،« نیسا » تختگاه و آرامگاه پادشاهان پارت و اشکانیان، دستگرد و بندیان است.

    دیاکونف باستانشناس معروف، تمدن ابتدایی برخی از نقاط شمال شرق و شمال ایران از جمله تورنگ تپه استرآباد را با تمدن اولیه منطقه درگز مرتبط دانسته اند.

    بنوشته فردوسی طوسی، آرامگاه خونین سرداران ایرانی « فرود، ریو و زراسب » اینجا بوده و جنگ پشن، نبرد بزرگ ایرانیان با تورانیان دراین منطقه روی داده است. فردوسی چنین سروده است :

     

    میان سرخس است باورد و طوس

    ز باورد بر خاست آوای کوس

     

    گهواره تاریخ حماسی باستانی ما همین منطقه بوده، بی شک نیمی از افتخاراتی که ما داریم ، قهرمانان و پهلوانان درگز بزرگ بوجود آورده اند.

    آوردگاه بزرگ رستم ، طوس و فرود در این منطقه بوده است. فردوسی در شاهنامه «داستان فرود» آورده است : همینکه طوس، چرم را فتح کرده بطرف شهر ابیورد سرازیر میشود، با تژاد، پهلوان و قلعه دار زورمند گروگرد (کلات) برخورد میکندوبه نبرد می پردازد. 

    اسکندر ، استیلا طلب بیگانه ، در همه جا بدون رادع و مانع پیش میرفت ، در این منطقه با تیراندازان و پارتیزانهایی به رهبری سپیتاما روبرو میشود و با دادن تلفات زیاد ، از این منطقه چشم پوشی نموده وبرای ادامه مجبور می شود راه خود را کج نماید . 

    آرشاک از داراگرذ «درگز» اساس پادشاهی پارتها را بنیان گذاشت .

    تهاجماتی که در دوره ساسانی از جانب سکاها و هیاطله روی داده از این معبر صورت گرفته است .

    ابومسلم خراسانی با کمک سیاه جامگان این منطقه به جنگ تازیان اموی شتافت و اساس حکومت آنان را برهم ریخت .

    سرداران و دلاوران این خطه بخصوص جانی قربانیها علیه چنگیزیان بپا خاسته و با کشتن یل گوش سردار نامدار چنگیز، این منطقه را از لوث وجود بیگانگان پاک میکنند . 

    نادر افشار، سوزانده ترین صاعقه ضد بیگانه از درگز قد علم کرد ، ابتدا پوزه مخالفان ، غارتگران ، و ایلغارچیان را بخاک مالیده و با بیرون راندن استعمارگران و اشغالگران ، پرچم لگد مال شده ایران را بر فراز هیمالیا نصب کرد . 

    در انقلاب مشروطیت، درگز نقش انسانی و عدالتخواهی خود را نسبت به ملت ایران بخوبی ابرازمیکند، «رستم المجاهدین» و گروهش هر جا تخم استبداد میبینند از بین میبرند .

    شهرها و آبادیهای همجوار شهرستان درگز فعلی از جمله قوچان و حتی شهر قدیم نیشابور بنا به گواه تاریخ ، قدمت کمی داشته و بعد از منطقه درگز بزرگ بوجود آمده اند و دوره تمدنی آنان نیز، چند هزار سال پایین تر ازمنطقه درگز میباشد.

    آقای هفتواد در« تبارشناسی و سرزمین کهن ابیورد» با دلایلی مستند و معتبرتاریخی ، اغلب شهرهای شمال خراسان از جمله بجنورد و قوچان (استوا) را جزء ابیورد کهن دانسته اند.

    درگز سرزمینی با تمدن بیش از هفت هزار سال از یک طرف مرکز حکومت پارتیان و از طرفی نشان از زرتشتیان یکتا پرست دارد و کتاب مقدس زرتشتیان (اوستا) قدیمی ترین کتابی است که نام ابیورد در آن آمده است. از سویی به علت نزدیکی به مرو مرکز امپراطوری جهان اسلام مورد رفت و آمد شخصیت های سیاسی و علمی روزگار بوده و از مردمان اینجا مردمانی صاحب فکر و صاحب شخصیت و صاحب فرهنگ و اندیشه و تمدن ساخته است.

    درگز در اصل داراگرد (شهر دارا) بوده که تیرداد اشک دوم پادشاه اشکانیان درسال 237 قبل از میلاد مسیح آن را درناحیه آپارات (پارت – یونانی) ساخت و پایتخت خود قرارداد در دوران اسلام به داراجز و درجز و بعدها به درگز تغییر نام داد. تاریخ منطقه ای که شهرستان کنونی درگز در آن واقع گردیده ، پیشینه اش به دوران قبل از، زمان مهاجرت آریایی ها به فلات ایران می رسد.

    آثار باستانی و تمدن درگز بزرگ چون خودش کتابی مفصل میشود بناچار فقط درباره چند شهر و تعدادی مکان و تپه های باستانی بطور مختصرمطالبی ارایه میگردد. 

    در آثار باستانی و تمدنی پیش از تاریخ درگز به آثار بجا مانده همچون : شهر و منطقه ابیورد کهن ، شهر و منطقه نیسا ، شهر و منطقه انائو ،درون ، شهرستان «شهرستانه» ، بندیان ، دستگرد و به تعدادی از تپه های باستانی از جمله : قدیمی تپه ، منجوقلی تپه ، چاغیلی تپه ، تپه صاحب جان ، یارم تپه ، قراتپه ، تپه تقی ، تپه یوخارقلعه ، شاه تپه و قصبه میتوان اشاره کرد .

    نخستین قومی که در این منطقه ظاهر شده اند ، قوم داهه یا دهه بودند که بعدها اساس دولت پارتیان را تشکیل دادند . جماعت دیگری که در این ناحیه زندگی میکردند، طایفه ای از سکاهای تیز خود بودند که بنا به گفته مورخین ، کوروش بدست آنان از بین میرود.

    یکی از پسران گودرز، بابا اورد، اباوُرد یا ابیوُرد(اپیوُرد و اپاوُرد) بوده که خاکی را در دشت خاوران از کی کاووس گرفته و آن را آباد کرده بنام ابیوُرد پورگودرز از خویشان آرش کمانگیر، می کند . ابیورد کهن در برگیرنده ی جرمغان(گرمکان، جرمق، گرمه)، بجنورد(بیژن بیوُرد)، اسپهرآیین یا اسفراین، شیروان، قوچان(استوا) و درگز و پیرامون اینها بوده است .

     بیژن در شاهنامه از نوادگان گودرز است او پسر گیو است و مادرش دختر رستم (ژاله آموزگار، اساطیر ایران) واین سرزمین بنام دو پهلوان هم خانواده ی پسر و پدرآوازه داشته نخست ابیوُرد( که بزرگ تراست) سپس بیژن ابیوُرد(بیژن بیورد). نام اُرد از نامهای بزرگ مهریان و اشکانیان است و بابااُرد نام گیو بوده و گیو صفت پهلوانی ی پسر گودرزمی باشد بهر روی گیو همچون هر پهلوان دیگری دارای یک نام و چند آوازه و صفت بوده چون زال زر، رستم دستان تهمتن، شاپورنیو، آرش شیواتیر و...) باری این سرزمین بیش از هرچیز بنام ابیوُرد آوازه داشته و شهر بیژن از آبادی های این ابیوُرد بشمارمی رفته شهر بیژن در پیرامون بجنورد کنونی بوده است این سرزمین سالیان سختی را گذرانده تا بوزنجُرد و بیجنورد و بجنورد شده. سخن دیگر در باره ی واژه ی ابیورد اینکه نام بابا (پاپا) ، بابی و بابو از نامهای کهنی بوده که مهريان كهن و بويژه اشكانيان به فرمانروایان و پیران خاندان میداده اند و بسیاری از فرمانروایان ابیورد لقب بابا داشته اند همچون، باباعلی پدرزن نادر. نام نخستین این شهر از اُرد(اورد) گرفته شده با اضافه شدن بابا که بابا اُرد می شود و بابا همچون کی در نام کی کاووس و کی آرش است پس اُوردبابا و بابااُورد است پس از آمدن اعراب سامی نفوذ زبان و لهجه ی عربی نامها را دگرگون می کند و اعراب که به بابا ،«ابا، ابو و ابی » می گفتند، نام بابااورد را به «ابی اورد و ابا اورد» دگرگون کردند که چون نام اُرد بگونه ی اَرد هم تلفظ می شده بگونه ی ابیورد و اباورد در نوشته های مسلمانان در آمده است .

    نام بابا برای مهریان پدر و آباشناس نامی نیک بوده بگونه ای که چون کسی در کیش مهر به خوان هفتم می رسد او را پاپا و بابا(پیر پدر) می گفتند که رستم خود یک پیر و پدر و بابای مهری است(بابارستم). از ابیورد کسانی هستند که نام کوچک آنان بابا است. بابا سودایی، باباسعید یا بابوسعید پسر بابو بوالخیر پیر وپدرصوفیان مهنه ای نیزچنین بوده است . بیژن در نام بجنورد: این بیژن همان بیژن دلداده ی منیژه است که با پدرش گیو و توس و فریبرز در ناپدید شدن کیخسرو به پند او گوش نمی کنند و در زیر برف جاودان بارنده گير كرده و بخواب می روند تا روزگاری دیگر بیدار شوند و ایران را بیابند و درفش کاویانی سرخ و زرد و بنفش را برافرازند.

     

    بـاوُرد پــور گـودرز، از دوده ی کــی آرش 

    وزکی قبــاد و کشواد ،بود آن سواره ی گــرد

    آن آرشی که افکنــد تیــر از کمـان درگــز

    در جنگ زوی تهماسپ وآن آشتی به از برد

    شهنامـه­ گـوی ما گفت چون رفت تاج دارا

    بـار دگــر یکی شیـر، آن را بچنــگ آورد

    ازتخمـه­ ی کی آرش ، بود آن دلیـر مهـری

    آرش کــــیان این خـــاک ، آن آرزو بـرآورد

    مهـــر بـزرگ بادا، یار همـه ی دلیــــران

    و ز تهمتـــن درودی ، بر مهـریان باورد

     

    اوده مرادف در باره تمدن و آثارباستانی ابیورد چنین نوشته است :

    در حفاری های ابیورد ، محله های پیشه وران کشف شده است در این محلات آثار ریمها و تراشه های آهن مشاهده میشود در بخش مرکزی شهر و در حوالی دژ انواع اشیاء فلزی از جمله زیورآلات زنانه ، زنگوله ها ، گل کمربندها و تعداد زیادی انواع سکه در دوره های مختلف و قطعات یراق اسب یافت شده است که گویای وجود کارگاههای مسگری و زرگری میباشد . در اراضی ابیورد چندین منبع آب ، جویها و چاه که گویای چگونگی تامین آب مصرفی شهری میباشد کشف شده است . ظروف و اشیاء سفالی جالب و گوناگون و اشیاء فلزی و کنده کاریهای سکه ها در این شهر سیمای گذشته شهر را به عنوان یکی از مراکز مهم بازرگانی و صنعتی در خراسان می شناساند .

    ویژگیهای طبیعی و اقلیمی ابیورد موجب مسکونی شدن آن در، ازمنه کهن گردیده است . علاوه برآن جریان توسعه و روند بی وقفه بهره برداری ، ابیورد را به یکی از سکونت گاههای عمده خراسان در قرون وسطی تبدیل نمود ، این وضعیت در آثار باستانی و معماری ابیورد به وضوح دیده میشود. هم اکنون در پرتو پژوهشهای ویژه ای که در ابیورد از آغاز قرن بیستم بعمل آمده است ، حدود سیصد 300 اثر باستانی متعلق به اعصار مختلف از نئولیت تا اواخر قرون وسطی شناسائی شده است .

    بر اساس اطلاعات بدست آمده از تحقیقات باستان شناسی ، آغازآبادانی ابیورد به هزاره های 6 – 5 پیش از میلاد بر میگردد. هم اکنون چهار اثر تاریخی مربوط به این دوره به نامهای قدیمی تپه ، منجوقلی تپه ، چاغیلی تپه و قصبه شناخته شده است که گروه شرقی آثار تمدن جیتون را تشکیل می دهد .

    وفور منابع آب و اراضی حاصلخیز این منطقه امکان پرداختن به زراعت ، دامپروری و شکار را فراهم می نمود . این سه عنصر در اقتصاد مردم در عصر نئولیت محور اصلی مجموعه نظام اقتصادی را تشکیل می داد که چندین هزارسال حفظ شده بود . اقتصاد زراعتی پایه ریزی شده بر اساس روش آبیاری خلیجی موجب حیات طولانی قصبات قدیمی میشده است . در کار زراعت به پرورش گندم نرم توجه خاصی مبذول میگردید . بخش عمده گوشت غذایی از تکثیر احشام و شکار جیران و بزوحشی و غیره تامین میشد . تولیدات خانگی به تهیه ظروف منقوش گچ بری سفالی و ابزار مختلف کار از سنگ و استخوان محدود بود . وجه تمایز معماری عصر نئولیت یکنواختی آن است که در ساخت خانه های یک اتاقه با حیاط کوچک نمود یافته بود . مصالح اصلی ساختمانی که در ساخت ساختمان بکار رفته ، خشت به شکل بلوک و در مراحل بعدی آجر مستطیل شکل بوده است .

    مرحله بعدی عمران ابیورد به اعصار نئولیت و مفرغ « 2 – 5 هزار سال پیش از میلاد» بر میگردد. آمار قصبات در مقایسه با دوره پیش به شش برابر افزایش می یابد . قریه های بزرگی مانند : آلتین تپه ، نمازگاه تپه ، ییلقین لی تپه و قاراتپه بوجود آمد . در این زمان بهره برداری از مس و مفرغ و اختراع چرخ کوزه گری و توسعه بعدی مهارتهای کشاورزی ، موجب رشد سریع در عرصه های پیشه وری ، تجارت ، هنر و شهرسازی گردید .

    در اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش از میلاد بخشی از ساکنین دامنه های کوپت داغ و ابیورد در سه محور عمده نقل مکان میکنند: سارازم در سغد ، شهر سوخته (سیستان) و وادی کویته (پاکستان).

    دامنه های کوپت داغ، ابیورد و قصبات واقع در آن در اواسط هزاره ی دوم پیش از میلاد آشکارا روند آغاز بوجود آمدن دستگاههای حکومت را به نمایش می گذارد .

    ویژگی هزاره اول پیش از میلاد، ظهور نخستین امپراطوری نیرومند شرق کهن ، یعنی امپراطوری هخامنشی است . هم اکنون بیش از 60 قصبه منسوب به دوره مذکور در اراضی ابیورد شناسایی گردیده است. مطالعه توپوگرافی این آثار تاریخی تایید کننده آن است که از نظر تیپولوژی آنها به املاک روستایی و قطعه های کوچک متمرکز درامتداد منابع آب تقسیم میشوند . با توجه به مقدار کافی اراضی کشاورزی مناسب ، این قصبات در سراسر ولایت ابیورد پراکنده شده اند . اصلی ترین جنبه این عصر آن بود که ابیورد به عنوان یکی از ساتراپهای امپراطوری هخامنشی وارد عرصه تاریخ جهان شد.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
  • آشنایی با سایت استراق سمع الکترونیکی ماهواره ای کبکان

     پایگاه جاسوسی امریکا: سایت کبکان که در نوع خود بی نظیر است در اوایل دهه 1350 توسط آمریکا و دو آژانس اطلاعاتی آن یعنی ناسا و سی آی ای بر بالای کوه الله اکبر در شهرستان درگز تاسیس شد.

     

    سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده (سیا) از سال 1350 هجری شمسی به بعد، برای کنترل کامل اتحاد جماهیر شوروی، اقدام به استقرار ماهواره های جاسوسی در مدار زمین نمود که این ماهواره ها، ایستگاه های گیرنده زمینی شان در خاک ایران قرار داشتند. ایستگاه های شنود در آستارا، چالوس، بهشهر و کبکان در مرزهای جنوبی اتحاد شوروی، با صرف میلیون ها دلار به وجود آمدند. سیستم های جاسوسی و شنود مستقر در پایگاه های کبکان و بهشهر، به قدری پیچیده و پیشرفته بودند که استانفورد ترنر (رئیس وقت سیا) در توصیف آنها گفته بود که این ایستگاه ها برای قرن 21 ساخته شده اند!

    پایگاه کبکان مرکز اصلی پایگاه های شنود مستقر در شمال ایران بوده است. در آن دوران، قوی ترین رادار ساخت دست بشر در شمال ایران نصب شد. این رادارها، کار خود را از سال 1350 آغاز کرده بودند و به نحوی استقرار یافته بودند که تمام سطح جنوب شوروی را تحت پوشش خود قرار می دادند و برد آنها، به شعاع باورنکردنی 5000 کیلومتر بود! سیستم های موجود در پایگاه کبکان دارای تلسکوپ های عظیم و رادارهای بسیار پیشرفته و گیرنده های بسیار حساس بودند که در محوطه پایگاه، هفت دستگاه عظیم تلسکوپی قرار دارد. علاوه بر این هفت گیرنده پرقدرت تلسکوپی، یک بالب و یک رادار عظیم نیز از دیگر تجهیزات پایگاه هستند.

    بزرگترین تلسکوپ موجود در پایگاه، طوری تعبیه شده است که در تمام جهات گردش می کند. این دستگاه عظیم، ردگیری ماهواره های جاسوسی آمریکا بر فراز شوروی را عهده دار بوده است. یک کره بزرگ سفید رنگ، به قطر یکصد متر که از نوعی برزنت ساخته شده است، در فاصله کمی با این تلسکوپ قرار گرفته است که بر قطر عمودی آن، یک آنتن ظریف دیده می شود. داخل این حباب بزرگ، مملو از نوعی گاز مخصوص است و این گاز توسط دستگاه های بزرگ تهویه، خنک می شود.

    درون حباب، اطاقک های کوچکی قرار دارد که یک نفر می تواند درون آنها نشسته و با گوشی های ویژه ای که درون اطاقک تعبیه شده است، امواج رادیویی گرفته شده توسط حباب را گوش کرده و در صورت نیاز، ضبط نماید. کسانی که درون حباب می آیند، می بایست از ماسک های ویژه ای استفاده کنند، زیرا هوای درون حباب غیرقابل استنشاق است. برای ورود به داخل حباب، می بایست از 3 درب قطور فلزی که دارای قفل های رمزی بوده به ترتیب و پشت سرهم قرار گرفته اند، عبور کرد. تصور می شود گاز ویژه ای که درون حباب قرار دارد، در جذب فرکانس های صوتی و مکالمات رادیویی، تأثیر زیادی داشته باشد. در اطراف حباب، چند دستگاه کوچک و بزرگ قرار دارند.

    بطور کلی پایگاه جاسوسی کبکان، وظایف زیر را بر عهده داشته است:
    1. حفظ ارتباط با ماهواره های جاسوسی بر فراز شوروی
    2. کنترل آزمایشات موشکی و هسته ای در خاک شوروی
    3. کنترل امواج رادیویی و خطوط مخابراتی و مخابرات ماهواره ای کل خاک شوروی
    4. کنترل پروازهای موشکی مرکز فضایی شوروی (بایکونور در قزاقستان) که در 650 مایلی از پایگاه جاسوسی واقع است.
    5. تهیه عکس با استفاده از ماهواره از مراکز استراتژیکی و سیلوهای موشکی روس ها

    تلسکوپ بزرگ سایت کبکان: این تلسکوپ جز بزرگ ترین تلسکوپ های موجود در ایران است و برای دیده بانی و جاسوسی تصویری و ردیابی و رصد فعالیت های نظامی شوروی در قلب پروزه ایبکس توسط  Nasa/CIA مورد بهره برداری بود بعد از خروج آمریکایی ها از ایران در بهمن 57 این تلسکوپ غول پیکر نیز از کار افتاده و بلااستفاده مانده است. حدس زده می شود آینه بزرگ این تلسکوپ بیش از 1 متر باشد که برای مقاصد دیده بانی دوربرد و تعقیب و رهگیری ماهواره های جاسوسی آمریکا و تصویربرداری از داخل خاک شوروی سابق مورد استفاده بوده است.


  • ثبت نظر شما راجع به مطلب فوق

  • مطالب مرتبط با نوشته فوق:
  • طبقه بندی موضوعی:
  • لطفا صفحه ما را در فیسبوک لایک کنید
  • کلمات کلیدی در گوگل:
  • لینک منبع:
مطالب قدیمی‌تر
Scroll To Top